رضا قلى ميرزا نايب الاياله
25
سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى )
اين خبر كه باهل گلپايگان و قلمرو و كمره كه رسيد توهّم نمودند كه اگر لشكر بختيارى به اين نواحى رسد آبادى باقى نخواهد ماند و تمام مردان مقتول و نسوان اسير و بىسامان خواهند شد . در خفيه مجلس مشورتى آراستند . بزرگان ايشان با يكديگر مصلحت كرده بالاخره وجود راندن اهل كمره و گلپايگان بختياريها را خسرو خان را منشأ فساد يافتند و در همان شب جمعيت خود را جمع - آورى كرده نزديك بصبح در حالتى كه طايفهء خسرو خان در خانههاى خود نزديك بحصار شهر در خواب غفلت بودند كه جماعت اهل ولايت حصار قلعه و سركوبهاى آنخانهها را از ايشان گرفته آغاز تير و تفنگ كردند . ايشان هريك متفرق ، بيدار شده مفرّى بجز فرار نديده ، برخاسته بعد از كوشش بسيار فرار كرده از شهر بيرون رفتند . شاهزاده از آن حركت بسيار متغير و اندوهناك هواى كار را بد ديده به جهت مال كار خود تنخواهى كه نقد داشت در باغ نزديك بعمارت در نصف شب با يك نفر از زنهاى خود رفته باتفاق پيرمردى باغبان آن تنخواه را دفن نموده و به جهت عدم ابراز خواست كه آن پيرمرد را بقتل رساند عاقبت بالتماس و استدعاى حرمش از خون آنمرد گذشته و تأكيد زيادى در اخفاى آن سرّ نمود . اهالى مملكت كه از كار خسرو خان پرداختند باز مجلس شورى در ميان آورده با يكديگر گفتند كه خسرو خان را با وجود آنهمه التفات قلبى شاهزاده و سبقت خدمتش به جهت مصلحت حال خود و عيال خود او را از شهر بيرون كرديم البته از تغيّر و غضب شاهزاده درين مقدمه ايمن نخواهيم بود . بهتر آن باشد كه با شاهزاده هم يكرو كرده عذر آن را هم بخواهيم . بنابراين استعداد خود را مضبوط كرده طلوع صبح اطراف