رضا قلى ميرزا نايب الاياله

16

سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى )

بازخواست نمودند . خلاصه هفت روز اردوى محمد شاه در نگارستان توقف بعد از هفته مذكور بساعت نيك وارد دار الخلافه ، در عيد - فطر سنهء 1250 مجددا بر تخت طاوس جلوس كرده ، شاهزادگان صغير و كبير سر اطاعت در پيش گرفته در سلام عام حاضر . ظل السلطان بعد از آن كوكبه و جلال پادشاهى بذلّت فرمان‌برى در مذلّت و تباهى در هنگامى كه در حيات خاقان مغفور بسلام حاضر مىگشت در خدمت محمد شاه در كمال خفض جناح بسلام ايستاده ، به هيچ وجه اعتبار و اعتنائى نسبت به او ملحوظ نبود . الحق در اين جزء از زمان انقلاباتى چنان هيچ‌كس مشاهده نكرده بلكه از كتب تاريخ سلف نيز نخوانده . بلى : روزگار است آنكه گه عزت دهد گه خوار دارد * چرخ بازيگر از اين بازيچه‌ها بسيار دارد شاهزادگانى كه هريك شمشير ايشان بر آسمان دولت مجره و كهكشانى بود درين وقت بطريق ذلت و حقارت به نظر مىآمدند كه گويا هيچ روستا و برزگرى به اين مذلّت و خوارى نبود . كسانى كه نور چشم خوارى و گرفتارى شاهزادگان خاقان مغفور محسوب بودند اكنون احدى از حقارت بر ايشان نظر نميكرد . ظل السلطان همين كه از سلام محمد شاه بيرون ميآمد سرباز او را در حلقه قراول انداخته ، مطلقا متحرك بالاراده نبود . شاهزادگان ديگر مثل ركن الدوله و هريك كه با وجود بودند همگى در قراول سرباز گرفتار ، احدى باراده خود متحرك نبوده مگر امام وردى ميرزا كه در پناه دولت روس بود كسى به او متعرض نميشد و باقى گرفتار بودند .