فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
68
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
شد مدتى دراز در اين مكان كه هوايش گرمتر از هرمز ، و زمينش خشك و كثيف بود و جز تعدادى خرما بن درخت و گياه ديگرى نداشت بماند . تقريبا در سيصد پائى دژ كهنه و مقر چادرهاى سفير ، نزديك دويست خانه وجود دارد كه بوميان در آنها زندگى مىكنند . اين مردم كه بسيار فقيرند هنگامىكه دژ در تصرف اعليحضرت پادشاه اسپانيا بود ، مانند ساكنان ديگر قصبات اين ناحيه جز حاكم وى كسى را نمىشناختند . بمحض آنكه ايرانيان به سردارى على بيگ ، حاكم شيراز ، دژ را از پرتغاليها گرفتند اين سردار آن را خراب كرد . على بيگ در سيصد پايى دريا دژى ديگر ساخته ساخلوى كافى در آن مستقر كرد و سرپرستى آن را به سرهنگى كه اكنون حاكم تمامى اين ناحيه است سپرد - اين دژ كوچك ، صرفا از گل و چمن ساخته شده است . در ساختمان آنكه به سبك معمول اروپائيان در آغاز همين قرن است ، دقت و نظم فراوان به كار بردهاند . خندقى باريك با عمقى نزديك سه ذراع دارد و چون ساختمانش بسيار كوچك است وسيلهء كافى براى دفاع ندارد و جز چند روزنه براى شليك اسلحهء سبك از قبيل زنبوركهاى قلابدار يا تفنگهاى فتيلهاى كوتاه جاى مناسب ديگرى براى توپخانه در آن تعبيه نكردهاند . با اين حال دشمن براى تصرف آن ناچار است آتشبار به كار برد زيرا گلى كه حصار دژ از آن ساخته شده نوعى شفته مركب از خاك رس و كاه است كه ايرانيها در بيشتر ساختمانهاى خود بخصوص در ايالات لار و قشم و فارس به كار مىبرند . ذرات اين شفته چنان به هم چسبيده است كه ديوارى كه از آن ساخته شود با محكمترين ديوارها برابرى مىكند . دژ قديمى كه پرتغاليها آن را از دست دادهاند در محلى مرتفع در مغرب جزيرهء هرمز قرار داشته است با اينحال آب دريا هنگام مد ديوارهاى آن را لمس مىكرده بطوريكه هيچ نيروئى نمىتوانسته است زورقهاى بزرگ و كوچك را از نرديك شدن بدان باز دارد . از خرابهها و پىهاى ساختمان كه دريا نيمى از آنها را دربرگرفته