فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
69
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
است مىتوان قضاوت كرد كه براى سربازان پادگان پرتغاليها و پذيرفتن كاروانهائى كه از ايران مىآمده جاى كافى داشته است . جاى مرتفعى كه ساختمان دژ بر آن استوار بوده ، بر زمين و خندقى كه هنگام تصرف دژ بوسيلهء ايرانيان تقريبا پر بوده است تسلط كامل داشته و اگر اين خندق بموقع تميز و گود مىشد به گونهاى موجبات تفوق محاصرهشدگان را فراهم مىكرد كه هيچچيز را از دست نمىدادند و بديهى است اين مقصود در صورتى حاصل مىشد كه آنان در كارى بدين اهميت كه موجب نجاتشان مىشد مسامحه نمىكردند . زيرا جاى دژ چنان استوار و مناسب است كه هيچ نيروئى نمىتواند مانع كمك ديگران به پادگان آن گردد . زمين اين قسمت از ايالت لار همچون ساير نواحى آن لم يزرع بسيار نامساعد و مشابه زمينهاى جزيرهء هرمز است . با اين فرق كه آب چاههائى كه در اين ناحيه حفر مىشود شيرين است اما اين خاصيت نيز منحصر به زمينهاى ساحلى است زيرا زمينهاى داخل ايالت از اين نعمت برخوردار نيست . در قبال بىنهايت چيزهائى كه طبيعت از اين سرزمين دريغ داشته است ، تعدادى نخل در آن وجود دارد كه محصول خرماى آن در تصور نمىگنجد . اين خرما ممر اعاشهء تعداد زيادى از مردم محل است ؛ قسمتى از آن را مصرف مىكنند و با قسمت ديگر به دادوستد مىپردازند . در گذشته ، سراسر ناحيهء ساحلى خليج فارس را كه بين دماغهء گواتر و مصب رود فرات قرار دارد ( كوير كارامانى ) مىناميدند . اين ناحيه از شمال به فارس و ( كارامانى آباد ) كه امروز ايرانيان آن را كرمان مىنامند محدود است . كرمان همان شهرى است كه اسكندر كبير در بازگشت از هند در آنجا توقف كرد تا لشكريانش نفس تازه كنند . و چون اين نام يا بهتر بگوئيم لقب « غير مسكون » يا كوير همان معنى عربستان را مىدهد امروز مىتوانيم همين نام را بدان بدهيم و اين در صورتى است كه قدما نخواسته باشند با اين نامگذارى آن را از صحراى عربستان مشخص كنند اگرچه ساكنانش