فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
503
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
بسوى مغرب و جنوبغربى تغيير داد چنان كه بادبان چهارگوش و بادبان بزرگ را برافراشتيم و به اندازهگيرى عمق دريا پرداختيم اما وسائل اندازهگيرى حتى در عمق صدمترى نيز به ته دريا نمىرسيد . بنابراين در سراسر شب هرچه بيشتر به طرف شمال و شمال غربى رانديم . بمحض دميدن روشنائى روز زمينى بلند را مشاهده كرديم كه بيش از ده فرسنگ وسعت آن بود . برخى معتقد بودند كه زمين مزبور دماغهء خليج لاس لاگوناس است اما آنگونه كه از ارتفاع آفتاب حدس زديم ساحل مزبور متعلق به خليج سن بلاس « 370 » بود . و چون تعدادى گرگ دريائى ديده مىشد و باد ، ولو بسيار ضعيف ، به جنوب متمايل گشت راه خود را بسوى غرب و جنوبغربى پيش گرفتيم . در اينحال خشكى را كه با ما هفت هشت فرسنگ فاصله داشت در دست راست خود گذاشتيم . صبح فردا ديگر زمين تقريبا ديده نمىشد و بارانى ريز همراه با بادى بسيار ضعيف كه از جنوب و جنوبشرقى مىوزيد باريدن گرفت . در اين حال كشتى خويش را به سوى جنوب و جنوبغربى متمايل كرديم و به جستجوى دماغهء لاس لاگوناس پرداختيم . عمق آب در اين حوالى ، هفتاد تا هشتاد ذراع بود و ملاحان تعدادى ماهى مولو « 371 » صيد كردند كه از لحاظ شكل و طعم و لطافت با نوع اسپانيائى آن متفاوت بود . از روز شانزدهم تا بيستم آوريل ، در ارتفاع 39 درجه و 30 ثانيه بوديم ناخدا حدس زد كه دماغهء لاس آگياس را دور زده است زيرا در آن روز تعدادى گرگ دريائى و نيز پرندگانى از نوع مانياس دولودو « 372 » ديده بوديم كه همواره در اين سواحل در پروازند . در اين روزها نيز چند نوع ماهى صيد كرديم . شب بعد كه بسيار تاريك بود باد جهت خود را به جنوبغربى كشانيد و نزديك صبح شدت گرفت بطورىكه ناگزير همهء بادبانها را فرود آوريم و با دكل مايل به سوى شمالغربى و شمال رانديم . در اين موقع موجهاى عظيم برخاست كه با برقى بدون رعد توأم بود . ملاحان روى صفهء برجستهء اطراف دكل آتش سنالم « 373 » را برافروختند و با لحنى
--> ( 370 ) S . Blas ( 371 ) Moulue ( 372 ) Magnas de Velludo ( 373 ) S . Elme