فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
504
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
حزنآور دعائى خوانده به آتش سلام گفتند . در بين اين تشريفات باد و باران قطع شد چنان كه با دميدن روشنائى روزنه بادى بود و نه بارانى . روز 21 آوريل ، با همان باد جنوبغربى راه خود را بسوى غرب و شمالغربى ادامه داديم بدون آنكه خشكيى به نظرمان برسد . در اين روز ارتفاعمان 33 درجه و چند دقيقه بود . سراسر شب را از طرف غرب و جنوبغربى رانديم . در اين مسير ساحلى بسيار بلند و شيبدار مشاهده كرديم بدون آنكه دقيقا از موقعيت خود آگاه باشيم . روز بيست و سوم آوريل و دو روز بعد از آن بادى نداشتيم و همواره در برابر همان ساحل متوقف بوديم تا آنكه ساعت سه بعد از ظهر روز بيست و پنجم باد جهت خود را به مغرب كشيد . براى آنكه توقف نكرده باشيم ناخدا كشتى را به وسط دريا هدايت كرد . از اين شب تا شب آينده كشتى همواره كج بود و جريان تند آب ، رودخانهوار آن را به جلو مىبرد - و بقدرى به عقب رفتيم كه سپيدهء صبح ده فرسنگ از دماغهء لاسآگياس دور افتاده بوديم و اين حادثه همهء مسافران كشتى را دچار اندوه كرد . در حقيقت از آن بيم داشتيم كه بسبب سنگينى فوق العادهء كشتى و وضع بسيار بد بارگيرى ، با آغاز شدن زمستان ناگزير به توقف در موزامبيك شويم . هوا همواره آرام بود و دريانوردان و مسافران از اين آرامش در رنج بودند كه پدر روحانى كريستف برونو همگان را واداشت به سن فرانسوا اگزاوير « 374 » ، قديسى كه هنگام حركت از گوآ كشتى را به نام وى تقديس كرده بودند ، متوسل شوند و از وى بخواهند كه شفاعت كند تا خداوند بادى مساعد براى عبور از دماغهء اميد نيك بفرستد و اين رسمى كاملا معمول است كه مسافران دريا اين گونه توسلها را بجا مىآورند ؛ و از اين طريق صدقات بسيارى براى انجمنهاى خيريهء ليسبون گرد مىآيد . همين پدر روحانى براى آنكه بيش از پيش جاشوان و مسافران را به خواندن دعا و دادن صدقات ترغيب كند ، بعد از موعظهاى مختصر ، چيزى را كه نظر كردهء
--> ( 374 ) S . Francois , xavier