فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
38
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
بودند . رئيس صومعه كه بر اثر رنجى كه در اين حادثه كشيده بود هنوز بسيار ضعيف به نظر مىرسيد داستان غرق شدن اندوهبار كشتى را - چنان كه بيان كرديم - براى عاليجناب سفير حكايت كرد . صاحب كشتى ما كه اطلاع يافته بود اشتباه صاحب كشتى مذكور موجب غرق آن گرديده است خطرى را كه ممكن بود بر اثر مسامحه برايش پيش آيد پيشبينى كرد و دستور داد كه مادهء سنگينكنندهء كشتى را كه مقدار زيادى برنج بود و از گوآ همراه آورده بود با سنگ عوض كردند . عجيب آنكه هنگام حركت از گوآ سفير بدانها توصيه كرده بود كه از برنج به جاى سنگ استفاده نكنند اما صاحب كشتى كه در خست دست كمى از خداوند كشتى غرق شده نداشت راهنمايان و ملاحانى را اجير كرده بود كه براى دادوستد با يكديگر تبانى كرده بودند . آنان نه تنها به سخن سفير اعتنا نكردند بلكه مأمور ساحلى را نيز فريفته و قانع كرده بودند كه براى سنگين كردن كشتى هيچ مادهاى بهتر از برنج نيست . سرانجام آنچه سفير توانست بدانها تحميل كند آن بود كه مقدارى سرب در ميان برنجها گذاشتند و براى احتياط زورقى پر از سنگ را همراه كشتى حركت دادند . همين لجاجتها موجب شد كه حركت ما از صبح به شب بيفتد . پس از فرارسيدن شب ، سفير فى الفور به كشتى نشست اما بسيار خشمناك بود زيرا با همهء شتابى كه براى حركت داشت نه كشتيبان و نه هيچيك از ملاحان به ساحل نيامدند زيرا مىخواستند همهء شب را در شهر بمانند . كاركنان كشتى بتدريج تا ساعت بيست و دو بازگشتند با اين حال بقاياى شب را در بندر مانديم . ساعت نه صبح تصميم به حركت گرفتيم اما خارج شدن از بندر ممكن نشد و تا ساعت سهء بعدازظهر نتوانستيم بادبان برافرازيم . سرانجام با بادى خنك كه از جنوب شرقى وزيدن گرفت بسوى شمال و شمالغربى و باز هم شمال حركت كرديم . پس از طى نيم فرسنگ ، ساحل عربستان كه خانههاى