فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
487
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
آن را در ديهمان « 350 » مسلح كرده بود به مسقط آمد تا يك تنه به كمك محاصرهشدگان هرمز برود . در نتيجه زورقهائى كه از گوآ رسيده بودند به همين قصد در معيت او به راه افتادند و اگرچه اينان با علم به موقعيت نامساعد دژ تصميم داشتند يا كشته شوند يا به دژ داخل گردند ، دو روز بعد هنگام رسيدن به نزديكى جزيرهء ويكتور واقع در دو فرسنگى بندرى كه از آن خارج شده بودند ، به كشتيى رسيدند كه افراد پادگان هرمز را به مسقط انتقال مىداد و بدينترتيب بطور قطع و يقين از تسليم دژ آگاه شدند . كشتى ديگرى كه حامل سيمون دملو ، و عضو شوراى دولتى و مميز ماليات هرمز بود ، خواه بطور ارادى و خواه بر اثر وجود باد مخالف راه خود را عوض كرده از طريق گوادر و سند بسوى گوآ رفته بود . كشتيهاى كمكى و كشتيهاى حامل افراد پادگان هرمز به مسقط آمدند و دو ماه در انتظار سپرى شدن زمستان سخت هند در آنجا ماندند و در ماه اوت يكى بعد از ديگرى از مسقط عزيمت كردند . اما كسانى كه مسير سند را برگزيده بودند زودتر از آنان به گوآ رسيدند . بدينترتيب انبوهى از فراريان هرمز در گوآ گرد آمدند . بين اين مردم بودند كسانى كه ثروت كلان و شكوه و جلال گذشتهء آنان به همان اندازه كسالتآور بود كه فقر كنونيشان قابل ترحم مىنمود . بارى نمايش حزنآور هرمز بدينسان پايان يافت و اين حادثهاى بود كه بىشك بيش از آنچه در تصور من بگنجد اندوهبار مىنمود . در مدتى كه ما در انتظار كشتى بوديم حاكم گوآ و مشاوران وى كه فكر مىكردند دستاويزى خوب بدست آوردهاند شهرت دادند كه روىفلر با عدهء كمى سرباز كه در مسقط همراه وى بودهاند با هنر و ابتكار شخصى شهر هرمز و دژ آن را از انگليسها و ايرانيان بازپس گرفته است . آنان خيال مىكردند كه با اين اختراع ابلهانه و گستاخانه دو نتيجهء بزرگ خواهند گرفت ، نخست آنكه به مردم گوآ دل خواهند داد و ديگر آنكه عظمت كارهاى خود را به رخ شاهان مجاور و حكام خشكى خواهند كشيد . و چون مىدانستند كه باوجود
--> ( 350 ) Dieman