فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

481

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

هرمز بروند قول دادند كه آنان را سالم به مسقط خواهند رسانيد حال آنكه از اين حيث كاملا در اشتباه بودند زيرا اين اشخاص بيكاره جز آنكه بر ناراحتى افراد دژ هرمز بيفزايند هنرى نداشتند . با اين حال انگليسها از قول خود عدول نمودند و از بيم از دست دادن وقت ، آنها را در جزيرهء هرمز پياده كردند و بديهى است آنان نيز مستقيما به دژ رفتند . اين افراد بيشتر جنايتكار بودند تا سرباز و در حقيقت تبهكارانى بودند كه حاكم گوآ ، به شرط شركت در اين جنگ ، آنها را عفو كرده به سيمون دملو سپرده بود تا به قشم و هرمز اعزام شوند . همگان آگاه بودند كه بسيارى از اين افراد بدين وسيله جان خود را از مجازات دارو و چرخ « 336 » باز خريده بودند . حتى جرائم برخى از آنها بقدرى سنگين بود كه براى استفاده از اين فرصت پولى نيز پرداخته بودند . انگليسها ساكنان دژ را براى رساندن به هرمز در دو كشتى جنگى كوچك سوار كردند . اما پيش از آن‌كه كشتيها از اسكله خارج شوند به دستور فرمانده سپاه ايران كه با چند سرباز به درون كشتى رفته بود ، همهء اعراب بيچاره را سر بريدند و الحاح و اعتراض روىفلر به انگليسها دائر بر آنكه به قول خود عمل نكرده‌اند به جائى نرسيد . عذر انگليسها آن بود كه اين اعراب تبعهء شاه ايران‌اند و نمىتوان ايرانيان را از مجازات آنان بازداشت . بدين‌ترتيب ، به استثناى چند ملاح كه انگليسها آنها را مخفى كردند بقيهء افراد عرب بر اثر خطاى خويش يا عمل انگليسها كه آنها را در دست دشمن رها كرده بودند همگى از دم تيغ گذشتند ، اگر عمل ناجوانمردانهء استرداد شاه و قاضى هرمز را استثنا كنيم ، اين عمل انگليسها و ايرانيها بيشرمانه‌ترين و رسواترين كارى است كه در اين جنگ صورت گرفته است . اگرچه پس از آن نيز امير زين‌الدين را نزد فرمانده

--> ( 336 ) چرخ ( Roue ) نوعى سياست يا مجازات بود كه پس از شكستن دست يا پاى محكوم او را بر چرخى قرار مىدادند تا بميرد . يا به قولى محكوم را با زنجير بر چرخ مىبستند و چرخ را ذره‌ذره مىچرخاندند تا بند از بندش بگسلد . - م .