فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

473

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

گذشته ، اين حاكمان و همهء آنان كه در هند فرمانروائى مىكردند دچار نوعى خودبينى ساده‌لوحانه و لجاجت شوم بودند تا آنجا كه تصور مىكردند دشمن حتى قدرت محاصره كردن دژ هرمز را ندارد تا چه رسد به تصرف آن . چند روز بعد از عزيمت سفير به هند ، دن فرانسيسكو دسوفا براى تصدى حكومت به هرمز رفت و دن‌لوى دسوفا كه دوران حكومتش تمام شده بود به گوآ بازگشت . در اين زمان روىفلر هنوز به مومباسا نرسيده بود . در همين زمان سفير به برخى از سكنهء هرمز پيغام داد كه بمحض رسيدن روىفلر از طرف وى به دو بگويند كه خود را به ساختن دژى در جزيرهء قشم سرگرم نكند - زيرا چنين دژى قابل دفاع نخواهد بود و توصيه كرده بود به وى گوشزد كنند همهء هم خود را مصروف محكم كردن شهر هرمز سازد . و حتى در فرستادن اين پيام فقط به نزديكان خويش قناعت نكرد و به هركس رسيد آن را باز گفت زيرا در آن موقع شهرت داشت كه از طريق خشكى از اسپانيا نامه‌هائى رسيده است حاكى از آن‌كه اگر آنگونه كه دن ربرتو قول داده است شاه ايران قشم و بندر را پس ندهد روىفلر موظف است با وى بجنگد و در محل بارگيرى آب كشتيها در قشم دژى بسازد . روىفلر در آغاز ماه ژوئن 1620 به هرمز رسيد و چون خبر يافت كه شاه ايران پاسخى ناخوشايند به اعليحضرت شاه اسپانيا داده است ، از آنجا كه او نيز مانند ديگران اطمينان قطعى داشت كه دژ هرمز نه تنها محكم بلكه تسخيرنشدنى است ، و با اين‌كه بسيارى از مردم عكس اين مطلب را به دو يادآور شده بودند ، بدون رعايت جوانب ديگر كار به اجراى فرامين و امورى پرداخت كه شوراى سلطنتى پرتغال به وى توصيه كرده بود . من در اينجا نمىتوانم اظهارنظر كنم كه دژى كه وى در قشم ساخت چه خصوصياتى داشت . آنچه مسلم است ساختمانش بسيار ساده و شبيه دژهائى بود كه در آغاز كشف قارهء هند در آنجا ساخته بودند ، با ديوارى از سنگ و خاك رس ، و چنان كه بعد از اين خواهم گفت توپخانهء كوچك و ضعيف انگليسها در دم آن را چنان ويران كرد كه