فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
469
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
آن را با خطرى جدى مواجه كند . همگان سراسر ماه اكتبر و حتى نوامبر را در انتظار ورود نايب السلطنه گذرانديم . بعد رفته رفته از آمدن وى مأيوس شديم . ظاهر امر چنين بود كه ناوگان مزبور نتوانسته است از اسكلهء ليسبون خارج شود و يا آنكه از اسكله خارج شده ناگزير به بازگشت شده بود . سفير كه چنان كه گفتيم ناگزير به گوآ بازگشته بود با نهايت علاقه آمدن نايب السلطنه را آرزو مىكرد بلكه با آمدن وى حركتش از گوآ مقدور و تسهيل گردد . و بهمينسبب با كوشش زياد هرگونه ذخيرهء لازم براى ادامهء سفر را تدارك كرده بود . اما چون انتظار را بىفايده ديد و وقت نيز مىگذشت بوسيلهء وزيرى از حاكم گوآ درخواست كرد كه با عزيمت وى موافقت كند و براى اين منظور كشتى نوى را كه ساختمان آن در پانگن در شرف اتمام بود در اختيار وى بگذارند . اما چون بعدا خبر شد كه ناخداى كشتى به فرمان حاكم اطاقهاى خوب و راحت را به ديگرى اجازه داده است و وى ناگزير است به اطاقى كوچك قناعت كند با ناخداى كشتى ديگرى كه از سال گذشته در بمبئى متوقف بود مكاتبه كرده از وى درخواست كرد كه نيمى از اطاقهاى قسمت عقب كشتى خود را در اختيار وى بگذارد و وعده كرد كه اجاره بهاى اطاقها را بدلخواه وى خواهد پرداخت . اما نه ناخدا و نه نمايندگان وى ، در گوآ بدين درخواست پاسخى ندادند و با اينكه كشتى از هر حيث آمادهء حركت بود بىآنكه علت توقفش معلوم باشد تا آغاز سال 1622 در بمبئى ماند . سفير كه ديگر اميدى نداشت آشكارا موانعى را كه در راه اجارهء كشتيهاى ديگر ايجاد مىكردند ملاحظه كرد و بخصوص متوجه شد كه شخص حاكم براى جلوگيرى از حركت وى به هركارى دست مىزند . وى از همداستانى و دسيسهء حكام گوآ عليه خويش چنان آشفته شد كه به بستر بيمارى افتاد و هرروز سلامتش در معرض خطر جدىترى قرار مىگرفت بىآنكه روزنهء اميدى براى عزيمتش مشهود باشد . در حقيقت كشتيها براى حركت در انتظار فصل