فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
464
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
راست كه كشتى جنگى ايستاده بود آغاز كرديم . سفير نيز بمدد طنابى به كشتى جنگى فرود آمد و يكى از خدمه كه در انتظارش بود او را گرفت . وى بمحض فرود آمدن اخطار كرد كه همهء پيادهشدگان بايد تا نجات يافتن همهء ملاحان و مسافران در كشتى جنگى باشند تا عند اللزوم كسانى را كه شنا نمىدانند نجات دهند . اين حادثه در دويست پائى زمين رخ داد چنان كه همهء مسافران توانستند بدون دريافت كمكى خود را از غرق شدن نجات دهند . در همين حال كشتى روى آب به حركت درآمد و به كانال بغاز وارد شد زيرا از طرفى بسبب نداشتن سكان تقريبا روى آب حركت مىكرد و از طرف ديگر مد دريا و طنابى كه آن را به كشتى جنگى متصل مىداشت مانع برخوردش با صخرهها بود . اما كسانى كه در كشتى مانده بودند مىگفتند كه نه تنها كشتى هيچگونه شكافى برنداشته است بلكه قطرهاى آب در درون آن ديده نمىشود و اين به معجزه بيشتر شباهت داشت . در اين هرجومرج معاون ناخدا هنگامى كه قصد بريدن طناب يكى از بادبانها را داشت در آب افتاد ، و چون با اينكه سالها حرفهء دريانوردى داشت شناگرى نمىدانست ، اگر كاركنان كشتى جنگى وى را مدد نكرده بودند تلف شده بود . بدين ترتيب عاقبت كشتى بدون روبرو شدن با خطر ديگرى از كانال فرودين خارج شد و با انداختن دو لنگر درست در يك فرسنگى ساحل شنى متوقف ماند و با جزر و مد شبانه آن را به پانگن بردند . سفير كه خود را در جائى امن ديد با دو تن از خدمه كه در كشتى جنگى همراه وى بودند قدم به خشكى گذاشت . در همان شب به كالج شاهى كه در همان نزديكى است رفت و پيش از آن نيز به دستور وى جعبهء محتوى اسنادش را در اختيارش گذاشته بودند . وى دو روز در كالج شاهى ماند و پس از آن به خانهاى در جزيرهء بارداس « 323 » واقع در وسط پانگن نقل مكان كرد و آنگاه وسائل زندگى و بقاياى خدمهاش نيز از كشتى خارج شدند و به دو پيوستند . كشتى نيز اكنون در جائى امن بين خانههاى پانگن و محل اقامت سفير لنگر انداخته بود .
--> ( 323 ) Barades