فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
458
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
چهارم مه صبحگاه از روى عرشهء پائين ، جزيرهء زاكوتورا « 312 » را كه مانند ساحل عربستان و خليج فارس بلند و كوهستانى است از شش فرسنگى ديديم چنان كه در سراسر اين روز از معرض ديدمان خارج نشد زيرا باد ضعيف و حركت ما كند بود . در اين روز ارتفاع دوازده درجه و بيست دقيقه بود . روز پنجم بسيار در دريا پيش رفته بوديم چنان كه ساحل از نظرمان ناپديد شده بود . ارتفاع سيزده درجه و ده دقيقه بود . روز نهم ، ناخدا كه تصور مىكرد براى رسيدن به گوآ در ارتفاع دلخواه قرار گرفته است راه شرق و شمالشرقى را پيش گرفت . در اين روز باد ضعيف اما بسيار مساعدتر از روزهاى گذشته بوده فكر مىكرديم كه بسيار پيش خواهيم رفت ، بخصوص كه در ارتفاع 5 / 15 درجه قرار گرفته بوديم و هنگامى به پيش رفتن يقين كرديم كه تعدادى جانور دريائى گرد و سفيد رنگ ديديم كه بدنهايشان از كرك يا موهاى ريز پوشيده بود . دريانوردان اين جانور را توستونس « 313 » مىنامند و آن را نشانهء قطعى نزديك بودن به ساحل مىدانند . اين تصور عصر هنگام با ديدن مارى بىزهر در جلوى كشتى مبدل به يقين شد . روز دهم كمى پيش از ظهر باد قطع شد و باقى روز هوا كاملا آرام بود . در اين روز گرمائى شديد و تعداد زيادى موش آبى و باراتا « 314 » ما را ناراحت كرد . از روز يازدهم تا هيجدهم كشتى گاه در ارتفاع گوآ و گاه در ارتفاع كمترى بود . با اينكه سفير به ناخدا هشدار داده بود كه مطلقا نبايد بسوى شرق براند اين مرد لجوج همواره نظر خود را اعمال مىكرد . چون هيچ ملاحى در كشتى پيدا نمىشد كه بتوان با اطمينان قطبنما را به دو سپرد ، سفير عاقبت نتوانست اطاق فرمان را در وضعى كه ميل داشت قرار دهد . روز هيجدهم ارتفاع ما سيزده درجه و سيزده دقيقه بود . روز نوزدهم همان باد مغربى را در پشت كشتى داشتيم و چون نه روز بود كه مطلقا خشكى را نمىديديم و نشانهاى نيز كه دال بر
--> ( 312 ) Zacotora . ( 313 ) Tostones . ( 314 ) Barata .