فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

428

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

مرغ كه به زبان اسپانيولى آلكاتراز و رابىهركادو « 266 » ناميده مىشود در آب مشاهده كرديم كه نشان مىداد از صخره‌هاى پادوا « 267 » - چندان دور نيستيم . زيرا تا آن زمان مطلقا مرغى نديده بوديم . ناخدا در اين روز ارتفاع خورشيد را اندازه گرفت و معلوم شد كه تقريبا در پانزده درجه هستيم و از اين طريق حدس زد كه از اسكلهء گوآ شصت فرسنگ فاصله گرفته‌ايم و نزديكترين ساحل در چهل فرسنگى ماست . در ساعت چهار بعد از ظهر اين روز ، باد شمال كه تا آن هنگام ضعيف بود شدت گرفت چنان كه به زودى متوجه شديم كه با بادهاى موسمى برخورد كرده‌ايم . اين بادها كشتى را بخصوص از طرف چپ كه بسيار سنگين بود دچار تلاطم كردند . روز بيست و پنجم همان باد بشدت مىوزيد و با اينكه دريا بسيار طوفانى بود و كشتى جهش بسيار داشت ما راه خود را ادامه داديم . روزهاى بيست و ششم و بيست و هفتم نيز باد از شمال و شمال‌شرقى مىوزيد و در عقب كشتى بود و ما براحتى بسوى مغرب و جنوب غربى مىرانديم . در اين روز ارتفاع ما چهارده درجه بود . روزهاى 28 و 29 و 30 و 31 همان باد ادامه يافت و دريا بسيار متلاطم بود . همان راه را ادامه داديم و در هوائى معتدل حركت مىكرديم چنان كه بر خلاف روزهاى قبل آب كمتر آشاميديم . ناخدا دستور داد كه ملاحان متوجه برآمدگىاى كه معمولا در اواخر همين ماه از آب سر بيرون مىآورد باشند بطوريكه از بيم برخورد با آن هنگام روز جهت مغرب و شمال‌غربى را مىگرفت و شب هنگام بسوى جنوب غربى مىراند . در اين مسير ماهى ديده نمىشد و آخرين روز ماه ارتفاع آفتاب يازده درجه بود و با ديدن چند مرغ حدس زديم كه جزيرهء زاكوتورا « 268 » و دماغهء گارداسن « 269 » در دست چپ ماست . اول ژانويه 1621 باز هم همان باد شمال‌شرقى ادامه داشت . به همان روال كه گفته‌ايم روزها به خشكى نزديك مىشديم و شبها از آن فاصله مىگرفتيم . ناخدا همواره اطمينان مىداد كه صبح فردا زمين

--> ( 266 ) Rabihercadon ( 267 ) Padua ( 268 ) Zacotora ( 269 ) Gardasin