فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

422

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

بايد متذكر باشند كه هرگونه تدارك جنگى ، ولو بسيار اندك ، ممكن است شاه - خداوندگار - او را به كارهائى وادارد كه اكنون در صدد آن نيست . از اين گذشته نمايندگان تجارى حاكم بندر در هرمز نيز هرروز شفاها همين اطمينان را به سفير مىدادند . سفير غالبا نامه‌ها و اين پيام‌آورندگان را نزد حاكم هرمز مىفرستاد تا وى را از اين بابت مطمئن كنند زيرا نمىخواست خود را در اين ماجرا وارد كند . از طرف ديگر سفير در پاسخ به نامه‌هاى حاكم بندر متذكر شد كه حاكم هرمز ناگزير است خود را آمادهء هر اتفاقى بكند و تأكيد كرد كه اگرچه نيروى هرمز شايستگى مقاومت در برابر هر مهاجمى را دارد چنانچه نيروهاى شما دست از تهديد بردارند و اسلحه بر زمين بگذارند هرمزيان نيز همان كار را خواهند كرد . علت ادب و نزاكتى كه حاكم بندر در اين مورد بخرج مىداد آن بود كه در صورت ترسيدن بازرگانان از آمد و رفت به هرمز و قطع دادوستد ، از حقوقى كه كاروانها به وى مىپرداختند محروم مىشد . و چون حاكم هرمز نيز نمىخواست از درآمد تجارى خويش محروم گردد ، و از طرفى ايرانيان نيز دانستند كه خبر آمدن پنج كشتى جنگى اسپانيا به هرمز نادرست بوده است قواى خود را پس كشيدند و منحل كردند و در نتيجه كارها بر منوال قديم به جريان افتاد . چند روز بعد از اتمام اين سر و صداها ، سفير اقدامات خود را براى حركت به هند آغاز كرد . چند روزى پيش از آن سولى سانتا « 258 » منشى خود را با نامه‌هائى به عنوان اعليحضرت به اسپانيا فرستاده بود . در اين نامه‌ها گزارشى از اقدامات خود را در ايران به عرض رسانيده چگونگى وضع هرمز را بازگو كرده بود . اگرچه براى فرستادن نامه‌ها راه بصره كوتاهتر بود سفير علاقه داشت كه فرستاده را از طريق ايران روانه كند . فرستادهء سفير اين بار راه لار و شيراز را در پيش نگرفت بلكه از مرز كرمان گذشت و مستقيما به اصفهان رفت . وى پس از آنكه خبرهائى را كه از برادر خوان تاده

--> ( 258 ) Sauli Santa