فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
419
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
در دژ غيرممكن مىنمود ، با اينحال بسيارى از پرتغاليها و بربرها و كافران آب بسيارى ذخيره داشتند . مردم اين آبها را در چليكهاى كوچك و بزرگ و صندوقهاى چوبى قطران اندود كه آنها را استخر مىنامند - و حدود دو هزار آبخورى ظرفيت آنهاست ، نگهدارى مىكنند . گذشته از اين ، همهء خانهها داراى چاه آب است كه ، ولو شور ، هنگام ضرورت از آن استفاده مىكنند . آذوقه نيز وضعى چنين دارد يعنى هر خانواده براى روز مبادا مقدارى ذخيرهء غذائى دارد . از اين گذشته همواره در شهر تعدادى خوك و گاو فربه وجود دارد كه از آنچه در كنار دريا مىيابند تغذيه مىشوند . همچنين غالب خانوادههاى فقير اسبى يا شترى يا خرى دارند كه هنگام ضرورت مىتوانند گوشت آنها را مصرف كنند . چون اين مسائل از نظر دشمن پنهان بود بنابراين دفاع از شهر امكان داشت ، و حال آنكه دژ نمىتوانست جز مقدارى طلا و نقره يا گروهى از انسانها را بطور موقت از خطر حمله نجات دهد و قطعا در صورت تصرف شهر آن امنيت ديرى نمىپائيد . از طرف ديگر ، مردم بيچارهء هرمز با اينكه از پرتغاليها زيان فراوان ديدهاند اينان را بر ايرانيان ترجيح مىدهند زيرا پرتغاليها لااقل اجازهء كسب و كار بدانها مىدهند در صورتى كه سلطهء ايرانيان همين اميدهاى اندك را نيز بر باد مىدهد و بهترين نمونهء آن حال و كار بسيار نزار اعراب ايالت لار و اهالى قشم و بندر و موغستان است كه طعم بيدادگرى ايرانيان را چشيدهاند . در حقيقت بىشرمى و غرور و خست ايرانيان مردم بيچارهء اين نواحى را در پستترين مدارج بردگى قرار داده است . پس جاى تعجب نيست كه اعراب و بربرها كه دينى غير از دين ايرانيان دارند نسبت به پرتغاليها وفادارتر و بدانها علاقهمندتر باشند ، همچنانكه شاه هرمز و ديگر مقامات دولتى آن نيز تبعيت از پادشاه اسپانيا را بر اطاعت از شاه ايران ترجيح مىدهند . واضح است كه با وضع روحى مردم و در چنين موقعيتى ، اگر فرماندهى لايق وجود مىداشت دفاع از شهر لااقل براى مدتى امرى كاملا مقدور مىبود . اما حكام هرمز در اين زمينهها هيچ اقدامى نكردند