فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

405

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

آمد . يكى از اين كشتيها به ساحل نزديك شد و قسمتى از بار و بنه ، از جمله وسائل اطاق نشيمن و خواب سفير و همچنين دو سه پيشخدمت را كه نتوانسته بودند با ديگران حركت كنند سوار كرد . غروب روز هيجدهم سفير همراه رئيس صومعهء هرمز و روحانيان همراه وى از بندر عزيمت كرد ، و پيش از فرا رسيدن شب خود را به كشتى بزرگى كه در انتظار آنان بود رسانيدند . ناخداى كشتى كه آندرئاس كوئلو « 246 » شوهر خواهر دن‌لوئى دسويا « 247 » حاكم دژ هرمز بود ، از سفير و همراهان به خوبى استقبال كرد . بادى ملايم كه در مدتى كمتر از يك ساعت مىوزيد ، كشتى را به قدر يك تير پرتاب از ساحل دور كرد . اما بلافاصله هوا چنان آرام شد كه ناچار شديم در عمق چهارمترى لنگر بيندازيم . بدين‌ترتيب شب را ، چنان كه گفتى در گومبرون اقامت كرده‌ايم در كمال راحتى گذرانديم . روز نوزدهم ، اگرچه باد كمى وزيدن آغاز كرد بطوريكه هرمز را در سه فرسنگى خود مشاهده كرديم ، مع‌ذلك ناخدا ناگزير محكومين به اعمال شاقه را به پارو زدن واداشت . هنگامى كه به نيم فرسنگى جزيره رسيديم آنتونيو بارتود سيلوا « 248 » رئيس شوراى دولتى هند و قائم مقام وى آمدند و سفير را با زورق خود به مسكنش رسانيدند . وى در آنجا ناظر خرج امور مالى هند را نيز در انتظار خود ديد . سفير پس از تشكر از مستقبلين و مرخص كردن آنان شكر خدا را به جاى آورد كه پس از تحمل زحمات بسيار و با كمترين مدد ديگران ، بعد از گذشت دو سال و هفت روز از همين ماه سال 1617 كه هرمز را به قصد بندر ترك كرده بود سرانجام سفرش را به پايان مىرسانيد . « 249 » اگرچه سفير در اوائل فصل دريانوردى و هوائى مساعد به هرمز رسيد تا از كشتيهائى كه به گوآ مىرفتند استفاده كند ، مع‌ذلك

--> ( 246 ) Andrea Coello ( 247 ) Don Louis de Soya ( 248 ) Antonio Barreto de Silva ( 249 ) هفتم مارس 1619 ( 25 ربيع الاول 1028 ه ) .