فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
399
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
شده بود . سقف راهروها و اطاقهايش را با تيرهاى بلند و باريك پوشانيده بودند و حياطى كوچك داشت كه ده دوازده پله از قسمتهاى ديگر عمارت پائينتر و انباشته از انواع درخت ، بخصوص درختان نارنج و ليمو بود . وجود اين درختها اطاقهاى قسمت پائين خانه را بسيار تاريك كرده بود . در اين خانه گذشته از اطاقهاى محل سكونت سفير ، اطاقهاى راحت ديگرى را براى سكونت روحانيان همراه وى و عدهاى ديگرى از خدمه اختصاص دادند و ديگر همراهان نيز در كاروانسرائى در همان نزديكى منزل كردند . صبح فردا ، حاكم شهر كه همان بود كه هنگام آمدن حكومت مىكرد به ديدار سفير آمد . اگرچه تصميم سفير اين بود كه جز فرداى ورود را در اين شهر نماند ، همان علتها كه در گذشته وى را اجبارا در اين شهر ماندگار كرده بود مدت توقفش را به هشت روز كشانيد تا آنكه سرانجام تاب تحمل موذيگرى و خست اين مردم را نياورد و عصر روز هشتم از شهر خارج شد و به قرارگاه كاروانها رفت . با آنكه حاكم و مهماندار مخفيانه از كارشكنى خود دست نكشيدند و سعى كردند او را از عزيمت باز دارند ، تقريبا به زور دستور حمل بار خانه را داد و با اينكه ساعتى از شب گذشته بود از لار حركت كرد . اين بار دقيقا ارتفاع آفتاب را اندازه گرفتيم و معلوم شد اين شهر در هفده و يك سوم درجه عرض جغرافيائى واقع شده است و ارتفاع آن به قدر بيست دقيقه از هرمز كمتر است . سفير ، هنگام توقف در لار از طريق مهماندارش خواجه نظر ، اطلاع پيدا كرد كه چند ماهى پس از زندانى شدن و پيش از مرگ شاه ابراهيم خان « 244 » ناگهان در هوائى خوب و وقتى نامنتظر زمينلرزهء شديدى در لار حادث شده بطور متواتر و با شدت و ضعف هشت روز ادامه يافته بود . اين زلزله بهترين قسمتهاى شهر را خراب كرده بسيارى از مردم را كشته بود و به گفتهء خواجه نظر اگر بمحض آغاز زلزله
--> ( 244 ) مقصود ابراهيم خان ثانى امير لار است كه در اين ولايت حكومت موروثى داشت و شاه عباس او را به بهانهء اينكه زن يك بازرگان ونيزى را در نزديكى لار از كاروانى ربوده و به حرمسراى خويش برده بود بوسيلهء اللهورديخان امير الامراى فارس دستگير و مسموم كرد ( ر ك زندگانى شاه عباس اول از نصر إله فلسفى مجلد پنجم صفحهء 221 ) . - م .