فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
29
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
بسوى كشتى ، با دو سه مستخدم به بازديد از دژ پرداخت . دريا بر اثر طوفان شب گذشته همچنان متلاطم بود . ناخدا به سفير پيغام داد كه در انتظار طلوع ماه نو و آرام شدن دريا و اجتناب از جزر و مدى كه كشتى را به سختى درهم مىكوبيد و لزوم نگاهداشتن آن در پناهگاهى از بندر ، ناگزير است روز آينده را نيز در همان مكان توقف كند . اين اخبار را فرماندار دژ كه براى ديدن سفير به صومعه بازگشته بود به اطلاع وى رسانيد . يك ساعت بعد از ظهر باد چنان شدت گرفت كه خدمهء سفير و ملاحانى كه به خشكى آمده بودند نتوانستند به كشتى باز گردند . كسى هم نتوانست از كشتى خارج شود و از وضع داخل آن خبرى بياورد . گذشته از آن خبر رسيد كه با اينكه اسكله بيش از شصت پا با كشتى فاصله ندارد و مأمنى خوب و مطمئن تلقى مىشود ، ناخدا از بيم آنكه تنها لنگرى كه كشتى را نگاه داشته است كنده شود و شدت باد كشتى را به صخرههاى ساحلى بكوبد ، تصميم دارد لنگر ديگرى به دريا اندازد . از طرف ديگر طوفان چنان شدت گرفت كه در آن روز هيچ ملاحى جرأت نكرد خود را بخطر اندازد و با زورق به كشتى نزديك شود . سفير كه خود را ناچار به توقف در خشكى مىديد - اظهار علاقه كرد كه مابقى روز را به بازديد از دژ بپردازد . بىمناسبت نيست كه در اينجا از اين دژ كه به علت جاى بسيار مناسب و استحكاماتش غيرقابل تصرف مىنمايد توصيفى به عمل آوريم ، همچنانكه لازم است از شهر كوچكى كه اين دژ مدافع آن است نيز سخنى بگويم . شهر مسقط - همانطور كه گفتهايم - در دشت كوچك يا بهتر بگوئيم درهاى كه تودهء سنگى عظيمى در اين ناحيه پديد آورده است ساخته شده و تقريبا داراى سيصد خانه است . اين خانهها آنقدر كوچك و بدساخت است كه بهترين آنها از دكانهاى كوچك چوبين صنعتگران فقير اسپانيا بزرگتر نيست . تازه آن دكانها از آجر و سنگ بنا گرديده و حال آنكه خانههاى اين بينوايان از نوعى نىهاى بسيار باريك يا چوبهاى بلند به هم پيوسته ساخته شده است و روى چوبها