فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
394
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
دربار شاهى واقف شود كه سفير به شهر وارد نشده و مطابقشان و اعتبارش مورد پذيرائى قرار نگرفته است وى و مهماندار مورد موأخذه قرار خواهند گرفت . در عوض وى نيز دقت خواهد كرد كه حيوانات مورد لزوم را در اسرع وقت تدارك كند چنان كه سفير بتواند فرداى همان روز مسافرتش را ادامه دهد . اين سخنان خدمهء سفير را مجبور كرده بود كه در شهر اقامت كنند و با فرستادن آن مرد به وى خبر دهند كه طبق تصميم قبلى راه نخلستان را پيش نگيرد . سفير نيمساعت ديگر نيز به يكى از نوكران خويش همراه با نوكرى از حاكم برخورد كه با شتاب براى رسانيدن همان پيغام بسوى وى روانه شده بود . مردى كه از طرف حاكم آمده بود همچنين خوشخدمتى كرده سفير را از راهى خوب به شهر هدايت كرد زيرا در دشت گودالهاى زياد و پلهاى ناهموار و چاههاى قنات عبور و مرور را دشوار مىكرد سفير از نوكر خود چگونگى رسيدن گروه اعزامى را به شهر استفسار كرد و او جواب داد كه در بالا رفتن و فرود آمدن از كوه دچار رنج فراوان شده در قسمت اعظم راه اسبها را يدك كشيده بودند . هنگام رسيدن به نخلستان نيز چنان عطشى داشتهاند كه همگان خود را در جوى افكنده تا حد تركيدن آب خوردهاند . سفير و همراهان بمحض رسيدن به دشت در شعاع ماه حركت كردند و كمى پيش از دميدن آفتاب به گين رسيدند . سفير در همان خانهاى مسكن گزيد كه هنگام آمدن در آن منزل كرده بود . اين خانه كه در آن هنگام وضع خوبى نداشت اكنون كاملا تعمير شده بود و چند اطاق ، بخصوص اطاق خوابى زيبا و مجهز به بادگيرى به سبك هرمز بدان افزوده بودند . حاكم و برخى از شخصيتهاى شهر با فرستادن انواع ميوه از سفير پذيرائى شايان كردند و با اينكه در شهر آب خوب كم نبود ، به دستور حاكم آبى ممتاز از آبانبارى كه بتازگى از آب باران پر شده بود براى نوشيدن آوردند . سفير نيز دستور داد خدمهاش براى بقيهء راه تا شهر لار كه چهار روز به طول مىانجاميد از اين آب ذخيره كردند . سفير روز بيست و نهم ، بعد از غروب آفتاب از گين حركت كرد .