فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
389
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
ليورى نيز هست . درشتترين اين خرماها نظير خرماهاى بسيار مرغوبى بود كه سفير در لار ديده بود . رنگ خرماها قهوهاى يا سياه و جنس هردو نوع عالى و ممتاز بود . تنوع و رنگارنگى آنها شگفتانگيز بود . شكل بعضى دراز و برخى كموبيش گرد يا نامنظم بود و ما تا آن زمان نديده بوديم . تعدادى از آنها شبيه گيلاسهاى دمكوتاه و از لحاظ جنس ممتازتر از همه بودند . اين فراوانى و خوشطعمى مولود دقت اهالى در آبيارى بموقع درختان و حاصلخيزى زمين است زيرا اين محصول يگانه كالاى اهالى براى دادوستد و تنها ممر معيشت آنهاست . بدين مكان نه نام شهر مىتوان داد نه دهكده ، زيرا نه كوچه دارد و نه بازار بلكه هر حياط در حكم مزرعهاى كوچك يا خانهاى ييلاقى است . تعداد خانهها نزديك هزار است ، كه چنان كه گفتهايم ، در طول يك فرسنگ و پهناى نيم فرسنگ اينسو و آنسوى نخلستان پراكندهاند . اهالى بسيار فقيرند و چنان كه گفتهايم ، درآمدى جز آنچه از نخلها عايدشان مىشود ندارند . بيشترشان فارسى زبانند اما زبان عربى را نيز براحتى تكلم مىكنند و بيشتر ميل دارند كه آنها را عرب بدانند تا فارس . بيشتر مردها - و نه زنها - لباسى شبيه مردم سرزمينهاى خشك ناحيهء لار مىپوشند كه چنان كه گفتهايم ، - قسمتى از كوير كارامانى است . در اين محل ، فراوان و از هر سن و سالى مرد و زن نابينا ديديم كه در هيچيك از قسمتهاى ايران ، يا لااقل نواحيى كه گذشته بوديم ، نديده بوديم . برخى علت اين كورى را وجود تعداد زيادى مگس مىدانستند كه بسيار مزاحم و از هر ناحيهء ديگر جهان بيشترند . اما شواهدى هست كه اين نابينائى مولود هواى بد و كيفياتى است كه موجب فساد هوا مىشود . زيرا چنان كه گفتيم نخلها بسيار بلند و پر شاخ و برگند و انبوهى درختها بقدرى است كه همگى سر بهم داده موجب تاريكى محل مىگردند چنان كه اشعهء آفتاب مجال نمىيابد كه هوا را مصفا كند . بوى خرما و فضولات آن ، بخصوص در فصل چيدن ، موجبات فساد و عفونت هوا را فراهم مىكند . با اينحال بى