فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

388

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

كاروان را اسكان دهيم . سفير كه بسيار آهسته رانده بود بعد از همه رسيد و در اين ده منزلى بسيار جالب پيدا كرد و بسبب مساعد بودن محل فردا و پس فردا را در آن گذرانيد . با اينكه در اين ده ميوه‌اى جز خربزه و انگور يافت نمىشود مع‌ذلك به خرماى تازه دست يافتيم . نوع خرماى چرون بسيار عالى است و در خوبى با خرماى بصره و لار و بغداد پهلو مىزند . اين جنگل زيباى نخل در دامنهء كوهى بسيار بلند واقع است كه از طريق آن به گين مىروند و راه هميشگى كسانى است كه منفردا پياده يا سواره از شيراز به لار سفر مىكنند . اما كاروانها از راه كوير مىروند و باندازهء بيست فرسنگ كوه را دور مىزنند زيرا شترها ، چنان كه در جاى ديگر نيز گفته‌ايم ، توان بالا رفتن از اين كوه را ندارند . در اين جنگل نخل كه يك فرسنگ تمام درازا و نيم فرسنگ پهنا دارد ، چند چاه هست كه آب همهء آنها گواراست . جنگل را اهالى ده قطعه‌بندى كرده بين خود تقسيم كرده‌اند و هركس ديوارى به ارتفاع دو سه ذراع دور قطعهء خويش كشيده است . چنان كه مىگفتند تعداد مالكان نزديك هزار نفر بود كه مساحت قطعهء برخى بزرگتر و از آن بعضى كوچكتر بود . در قطعات كوچك بيست و در قطعات بزرگ حداكثر شصت تا هفتاد نخل به چشم مىخورد در هر چارديوارى خانه‌اى گلين بود با اطاقهائى نسبتا راحت ، و هر خانه يكى دو چاه آب داشت اما جالبتر از همه ارتفاع نخلها بود كه بيشتر آنها از منارهء ناقوسهاى اروپا بلندتر و در بالا بسيار زيبا و پرشاخ و برگ بودند . شگفت آنكه كلفتى قسمت پائين تنهء نخلها با ارتفاع و سنگينىاى كه مىبايد تحمل كنند مطلقا متناسب نبود زيرا گذشته از بزرگى و تعدد شاخه‌ها ، خوشه‌هاى بسيار بزرگ خرما يا تمر از آنها آويخته بود و بعضى از درختها نزديك پنجاه خوشه خرما داشت . سفير براى آنكه وزن هر خوشه را بداند از عربى خواست تا خوشه‌اى كوچك از يكى از نخلهاى كوچك باغ خود را ببرد و بعدا فهميديم كه وزن آن خوشه سىليور « 242 » بوده است . ديگر ساكنان ده ما را مطمئن كردند كه خوشه‌هاى شصت

--> ( 242 ) Livre : واحد وزن قديم اروپا كه تقريبا نيم كيلوگرم است . - م .