فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
383
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
را شريك جرم اين كشيش قلمداد كند نيافته بود . از طرف ديگر اين كشيش در هدايت دو شاهزادهء جوان ، پسران تهورث خان ، به تبعيت از آئين مسيح هرچه كوشاتر بود و حال آنكه خان شيراز علاقهمند بود كه آنان به دين اسلام بگروند . چنان كه پس از مرگ كشيش آنان را به دين اسلام درآوردند و آنچه اين حقيقت را مدلل مىكرد آن بود كه اين بار در مدت پانزده روز توقف سفير در شيراز ، حتى يك نفر از خدمهء شاهزاده خانم گرجى كه سخت تحت نظر بود ، اجازهء خروج از منزل و ديدار با سفير را نيافت و حال آنكه سفير سخت به ديدار آنان علاقهمند بود . سفير اينبار بهيچوجه علاقهمند نبود كه در خانه و باغى كه در گذشته در آن منزل كرده بود اقامت گزيند زيرا اين خانه بسيار از شهر دور بود و وى مىخواست به شهر نزديك باشد تا كار فرستادن محمولات خود را كه فكر مىكرد حداكثر در سه چهار روز آن را تمشيت خواهد داد جلو بيندازد . اما بر اثر نقشهاى كه مهماندار براى استفاده از اين موقعيت و كسب درآمد بيشتر به سود خود و اربابانش طرح كرده بود و مىخواست زائد بر نياز سفير و به نام وى ملزومات بيشترى از مردم بگيرد ، حتى با وجود هدايائى كه سفير به داروغه و حاكم شهر داد فراهم كردن تعداد ديگرى شتر و حيوان باركش پانزده روز به طول انجاميد . داروغه و حاكم شهر با وجود گرفتن هدايا با سفير بسردى روبرو شدند زيرا اينان منافع حاصله از اين راهها را تقسيم مىكردند و بر اثر ضعف و مسامحهء خان كه خود نيز با همهء غارتگران شريك و در هرگونه اعمال زور نسبت به مردم با آنان همدست است ، گروه زيادى از اين گونه سود نامشروع بهرهمند مىشوند . اين كاشى بيگ نوكر و سرباز خان و اولين حاكم بندر پس از تصرف دژ گومبرون بود و بوضعى عجيب بدينگونه سوداگرى معتاد شده بود . سفير پيش از آن به دو گفته بود كه از ستم و تحقيرى كه نسبت به مردم فقير بخش كوچكى از كشور ايران روا مىدارد متنفر است و او را تهديد كرده بود كه اگر رفتارش را تغيير ندهد زيانكارى او را به شاه خواهد نوشت . اين تهديد تا