فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
377
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
پرتغال اعتبارى بهم رسانده بود اگرچه ، اين مرد شايستگى پذيرفته شدن در دربار اسپانيا را نداشت چه رسد كه سخن او را بشنوند . براساس مذاكرات رابرت شرلى در اسپانيا قرار بود در همين سال دولت اسپانيا پنج كشتى حملونقل براى ايران بفرستد كه شاه بتواند بوسيلهء آنها در آمد و رفت كشتيهاى عثمانى و بالنتيجه تجارت آنها موانعى ايجاد كند . اگرچه همانطور كه سفير هنگام ورود رابرت شرلى به هند براى عزيمت به اسپانيا و بعدا از هرمز و ايران براى پادشاه متبوع خويش روشن كرده بود كه اين اقدام نمىتواند هيچگونه پايه و اساسى داشته باشد اما چه سود كه ديگران مانع شدند كه شاه اسپانيا سخنان سفير را باور كند . زيرا وزيران پرتغال ، بر اثر قول مؤكد رابرت شرلى مطمئن بودند كه بدين وسيله شاه ايران بحرين و قشم و دژ گومبرون را پس خواهد داد . و چون معمولا پيامهائى كه از راه دور فرستاده مىشود به قدر تلقين و ابرامى كه حضورا به عمل مىآيد مؤثر نيست ، هداياى رابرت شرلى و روحانى واسطه بر دورانديشى وزرا غلبه كرد . بر اين اساس بود كه شاه اسپانيا تصميم گرفت تا تنفيذ و اجراء قرارداد ، رابرت شرلى را در دربار نگاهدارد . معذلك برادر ردمتو مأمور شد كه همراه كشتيهاى اعزامى شاه اسپانيا به ايران بيايد و شاه عباس را به اجراى مفاد قرارداد وادارد . و چون فكر نمىكردند كه سفير از اصفهان حركت كرده باشد براى اغتنام وقت نسخهء دوم نامهها را از طريق زمين به هرمز فرستاده بودند تا حاكم اين جزيره آنها را با قاصدى سريعالسير به اصفهان بفرستد و همين نامهها بود كه در اين دهكده به دست سفير رسيد . سفير بر اساس جوابهاى رد مكررى كه به دو داده شده بود اطمينان داشت كه شاه ايران از اين گونه افكار بدور است و بهيچوجه بر آن نيست كه آنچه را در قلمرو هرمز بدست آورده بازپس دهد و هرگز نه در قزوين و نه در اصفهان تمايلى به شنيدن بذل و بخششهاى رابرت شرلى در اسپانيا نداشت بلكه در فرحآباد مؤكدا به ملكيور دزانژ گفته بود چون با عثمانيها آشتى كرده است مطلقا نيازى به نيروى دريائى و عقد قراردادى براى صدور ابريشم به اسپانيا ندارد .