فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

374

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

جويبارى متوسط جدا مىشوند . اين آبراهه‌ها كه در نقاط مختلف دره را قطع مىكنند موجب حاصلخيزى آن مىشوند . چنان كه در باغهايش بهترين ميوه‌ها و سبزيها و در زمينش مقدار زيادى گندم و جو و برنج ببار مىآيد . اين دره كه بيش از شش هفت فرسنگ درازا دارد همچون گودالى بسيار عريض در طول اين كوهساران بلند و شيب‌دار گسترده است . كوهها نيز خالى از سكنه نيست زيرا محصولات دره سكنهء كوهسار را نيز تغذيه مىكند . اين بار راهمان بقدرى به طول انجاميد كه تا آفتاب بالا نيامد به دهكدهء دستگرد نرسيديم . هوا چنان سرد بود كه شب گذشته هنگام رسيدن به حوض گز بدين اندازه در رنج نبوديم . سفير در اين مكان در خانه‌اى كوچك متعلق به خان شيراز مسكن گزيد و اين همان خانه‌اى بود كه در آمدن در آن منزل كرده بود . چون كسالت عاليجناب به كلى رفع شده و همهء همراهانش براحتى اطراق كرده بودند و با كوشش راهنمايان همه‌نوع آذوقه و آشاميدنى فراهم بود ، همگى كاملا سردماغ بوديم . بخصوص آبى گوارا كه از جويبار كوچكى كه باغ را آبيارى كرد تدارك مىشد موجب خشنودى همگان بود . اين آب بقدرى گوارا و عالى بود كه سفير دستور داد براى منازل بعد از آن بردارند . زيرا تا ماهين ، يعنى چهار منزل بعد ، آبها بد و متعفن و طاعونى بود . پيش از حركت از اصفهان سفير دستور داده بود كه هركس علاوه بر تفنگ يك چتر آفتابى و يك كيسهء چرمين كه گنجايش ده دوازده پنت « 234 » آب داشته باشد بردارد . درست است كه غالبا شب حركت مىكرديم اما ممكن بود اتفاقا در مسيرى دور و دراز ناگزير به راه‌پيمائى در روز شويم كه در آن صورت با آنكه اواخر تابستان بود حرارت سوزان آفتاب همه را از پا مىانداخت . كيسهء چرمين نيز بسيار ضرورى بود زيرا همه‌جا آب كم بود و بخصوص ايالت لار از دو سال پيش دچار كم‌آبى بود چنان كه كاروانها و بازرگانان بسبب نبودن آب و خالى بودن آب‌انبارها قدرت حركت نداشتند و به همين سبب است كه ايرانيان و اعراب عادتا در همهء فصول سال هنگام سفر

--> ( 234 ) Pinte : واحد وزن معادل 93 ر . ليتر . - م .