فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

373

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

داشتند در اين روز بيش از سه فرسنگ طى نكنند و هدفشان توقف در كاروانسراى نوساز خان شيراز بود ، سفير شخصا بدين تصميم تن در نداد و هفت فرسنگ راه پيمود و به كاروانسراى حوض گز « 233 » رسيد . روز سىام تقريبا يك ساعت به غروب آفتاب از اين كاروانسرا خارج شد و چون شتران بسرعت راه مىپيمودند دو ساعت به صبح مانده به ده حوض‌گز رسيد . هوا چنان سرد بود كه در بحبوحهء زمستان اصفهان نيز سرمايى چنين نافذ را احساس نكرده بوديم . به همين جهت ناگزير روانداز را دو برابر كرديم . سفير در همان خانه‌اى كه هنگام آمدن منزل كرده بود مسكن گزيد . كاروان با اينكه بموقع حركت مىكرد هميشه دو سه ساعت بعد از سفير به منزل مىرسيد و به همين‌جهت در همه‌حال پنج شش غلام مسلح و چند تن از خدمهء سفير كه سلاحشان تپانچه و تفنگ بود با دو سوار ايرانى مسلح به تير و كمان و شمشير همراه كاروان حركت مىكردند . اين دهكده ممتاز و فوق‌العاده است و چون در سفرنامهء شيراز به اصفهان از آن به اشباع سخن گفته‌ايم در اينجا توصيف ديگرى از آن نمىآوريم جز اين‌كه ايرانيان بموجب افسانه‌ها معتقدند كه زنان اين دهكده زيباترين زنان كشور و نانش خوش‌مزه‌ترين نانهاست اگرچه ، خود دهكده از بيرون بيشتر به كنام حيوانات وحشى شبيه است تا انسانهائى بدان پايه هوشمند كه بتوانند چنان محصولاتى توليد كنند . در آخرين روز ماه اوت ، كمى پيش از غروب آفتاب از اين دهكده حركت كرديم . در سراسر سفرمان به اندازهء اين روز راه نپيموده بوديم . پس از خروج از دهكده و رسيدن به ته دره‌اى كه پيشتر از آن سخن گفته‌ايم ، در دست راست از شيب كوهى كه هنگام آمدن پائين آمده بوديم بالا رفتيم . با اينكه در اين مسير مىبايد دورى بزرگ مىزديم ، اما راه بسيار راحت‌تر از جاده‌اى بود كه هنگام آمدن طى كرده بوديم . در اين حال دره را كه در بعضى نقاط پانصد و در برخى نزديك هزار و هشتصد پا پهناى آن بود از دور مىديديم . آبراهه‌هائى كه دره را آبيارى مىكنند از رودخانه يا

--> ( 233 ) Hies - de - Gas