فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

372

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

همان خانه مسكن گزيد كه هنگام آمدن در آن بسر برده بود و از بهترين خانه‌هائى بود كه در طول سفر در آنها زيسته بود . صاحب خانه و بيشتر اهالى محل پيكانهاى بسيار خوب مىساختند چنان كه در قمشه كه به قدر يك روز راه با اين ده فاصله دارد بهترين و زيباترين كمانها را مىسازند كه در سراسر كشور بىنظير است . [ بازگشت ] روز بيست و هشتم ، يك ساعت از شب گذشته از مهيار حركت كرديم و چون هنوز ماه بالا نيامده بود و نورافشانى نمىكرد ، به رسم ايرانيان ، همراه كاروان و تخت‌روان سفير چند مشعل حركت مىدادند . از طرفى جاده بسيار خوب بود و راهى كه مىبايد طى كنيم از شش فرسنگ بيشتر نبود بطوريكه پيش از طلوع آفتاب به قمشه رسيديم . اما كاروان عقب مانده بود و چند ساعت بعد رسيد . سفير چنان خسته شده بود كه قدرت حركت نداشت و سراسر آن روز را خسته و مانده بود و اشتهائى به غذا نداشت . همهء خانوادهء مهماندار مهربانمان ، مركب از پسران زن‌دار و دخترهاى شوهردار كه تعدادشان بسيار زياد بود ، كمى پيش از عزيمت به ديدار سفير آمدند و او نيز چنان كه هنگام آمدن عمل كرده بود دستور داد انعامى بدانها بدهند . سفير اگرچه بسيار رنجور بود و ضعفى مزمن سراسر وجودش را فراگرفته بود ، به كمك دستها در تخت روان نشست و كمى پيش از غروب آفتاب از اين مكان حركت كرديم . هنوز به راه نيفتاده بوديم كه با قطع شدن باد سفير احساس بهبودى كرد . بدين ترتيب كمى بعد از نيمه شب خود را به كاروانسرائى خارج از ده كه هنگام آمدن در آن منزل كرده بود رسانيد زيرا اطمينان داشت كه در اين كاروانسراى قديمى كه همچون دژى ساخته شده بود راحت‌تر خواهد بود . در اين كاروانسرا ده دوازده خانوادهء بسيار فقير خزيده بودند كه تعدادشان به پنجاه نفر مىرسيد . به دستور سفير صدقاتى بدانها دادند . سفير در اين كاروانسرا بسيار خوب استراحت كرد زيرا درد پايش يكسر قطع شده بود و ناراحتى ديگرى نيز احساس نمىكرد جز آنكه هنوز قادر نبود بر پاى خود بايستد . با اين‌كه خدمه بخاطر نقاهت وى قصد