فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
367
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
عثمانيها مربوط مىشد سخن گفت و خاطرنشان كرد كه شاه مىتواند با استفاده از موقعيت آنچه از سرزمين ايران را كه دشمن از جدش شاه طهماسب به غصب گرفته - از آشور تا بين النهرين - بازپس گيرد . زيرا سر و صدائى كه دربارهء تدارك مقدمات جنگ در اسپانيا و فرانسه و ايتاليا پيچيده است اگر هم بهيچوجه منجر به توفيقى نگردد عثمانيها را دلمشغول نگاه مىدارد و موجبات انصراف آنها را از جنگ فراهم مىآورد . بخصوص كه در حال حاضر دربار قسطنطنيه براى انتخاب جانشين سلطان در مورد برگزيدن عثمان جوان يا عمويش مصطفى دچار دودستگى است و اختلاف بين درباريان در كارى بدين اهميت كوچك نيست و مجالى مناسب براى دست يافتن شاه بر بغداد بدست مىدهد . براى وصول بدين مقصود نيز تسهيلاتى وجود دارد . زيرا علاوه بر آنكه مردم بغداد علاقهاى به عثمانيها ندارند آن شهر چنان به سرحدات ايران نزديك است كه پيش از آنكه عثمانيها مجال كمك رسانيدن به پاشاى آن را بيابند شاه آن را به تصرف درآورده ضميمه ديگر سرزمينهاى كشور خويش كرده است . همچنين سفير تذكر داد كه به نظر وى چنين موقعيتى همواره دست نمىدهد و اگر يك بار از دست داده شود براى بدست آوردن مجدد آن بايد مدتها در انتظار ماند . اما فقط امروز نبود كه به دلائلى كه در ديگر موارد ذكر كردهايم ، سفير نوعى كراهت و نفرت بىانتها را نسبت به جنگ با عثمانيها در شاه تشخيص مىداد بطوريكه در اين روز نيز با همهء دقت و قيافهء مساعدى كه براى شنيدن سخنان سفير در اين مورد از خود بروز داد در پاسخ وى بسردى گفت اگر پادشاهان مسيحى جنگ با عثمانى را با شدت و قدرت در اروپا آغاز كنند او نيز با همهء نيروهاى حوزهء امپراطوريش از طرف آسيا بدانها حملهور خواهد شد و حتى اورشليم را به تصرف درآورده در اختيار آنان خواهد گذاشت . و با اين پاسخ كلى و پيش پا افتاده ، سخنش را طبق معمول با شكايت از شاهان اروپا پايان داد و گفت آنان همواره او را در جنگ با دشمن مشترك تنها گذاشتهاند و حتى در دورانى كه او به جنگ با عثمانيها قيام كرد امپراطور اسپانيا با آنان از در صلح