فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

361

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

عمارت هوا كمى خنك بود باز هم حرارت شمعها هوا را نامطلوب مىكرد . بمحض آنكه شاه و همراهان روى پشت بام نشستند در طرفة العينى تعداد چراغهاى شهر و اطراف آن چنان افزون شد كه همگان در شگفت ماندند . يكباره سراسر شهر و شهركهاى حومه در منطقهء وسيعى كه در ديدرس مقر شاه و همراهان بود ، و گوئى در وسط اين نورها قرار داشت ، روشن شد . چنان كه دانستن تعداد آنهمه چراغ غيرممكن بود . تفريح با نوشيدن شراب آغاز شد . به دستور شاه تعداد زيادى جام و تنگ شراب و چندين بشقاب انباشته از پستهء بوداده در پوست به مجلس آورده بودند . شاه كه خلقى خوش داشت طبق عادت شمشير سفير اسپانيا را گرفت و آن را برهنه كرد و پس از تماشا و لمس كردن نوك آن ، ضمن بازگردانيدن شمشير عقيدهء حاضران را دربارهء حادثهء مانولى جويا شد . طبق معمول گروهى براى بزرگ جلوه دادن حادثه مىگفتند اين مرد چابك و جوان با كمكهائى كه چند پادشاه اروپا براى وى فرستاده‌اند مىتواند جزيرهء قبرس را تحت لواى خويش درآورد . گروه ديگر عقيده داشتند كه وى هم‌اكنون در قبرس است و چنان تسلطى در ميدان نبرد دارد كه پاشاهاى دمشق و حلب جرأت ظاهر شدن در انظار را ندارند . چون چاووش سفير عثمانى مطلقا به پرسشهائى كه از وى مىشد جواب نمىداد و همواره به سفير اسپانيا نگاه مىكرد و مىخنديد ، شاه مخصوصا به سفير اسپانيا رو كرد و از وى خواست نظر خويش را در آن باره بگويد . سفير گفت تصور نمىكند مانولى براى توفيق در كارى چنين مهم قواى كافى داشته باشد و حتى معتقد است كه او با عدم اطمينان به پيروزى به چنين كارى دست زده است زيرا براى اين كار ارتشى بسيار قويتر از ارتش عثمانى لازم است و ممكن نيست كه مانولى بتواند چنين نيروئى تدارك كند . هيچيك از پادشاهان مسيحى نيز نمىتوانند چنين نيروئى به كمك وى گسيل دارند . و اگر هم چنان كه مىگويند در جنگ پيشرفتى كرده باشد و پاشاهاى حلب و دمشق نتوانند با وى مقابله كنند تنها كارى كه از او ساخته است تصرف و غارت شهر طرابلس است كه در نزديكى جبل لبنان