فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
359
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
خوردنيها را آورده بودند و تعدادشان بسيار زياد بود ، انعامى قابل ملاحظه داد . براى آنكه متوجه شويم كه ايمان و علاقهء مردم ايران نسبت به شاهان تا چه پايه است واقعهاى را كه بسبب اين هديه رخ داد نقل مىكنيم . در خانهء چسبيده به خانهء سفير ، مرد و زن جولاهى زندگى مىكردند . زن جولاه كه به علت بيمارى چند روز بود غذا از گلويش پائين نمىرفت بمحض آنكه خبر يافت كه شاه براى سفير هدايائى خوردنى فرستاده است ، شوهرش را به خانهء سفير فرستاد و از خدمه خواهش كرد كه براى رضاى خدا كمى از مرباى خانهء شاه به دو بدهند و معتقد بود كه اين مربا شفابخش است . عجب آنكه بعد از بردن و خوردن مربا مريض احساس بهبودى كرد و سه چهار روز بعد از بستر بيمارى برخاست . اين بينوايان يقين داشتند كه شفادهندهء آنها شاه است زيرا مربا بنفسه آنچنان عالى نبود كه بتواند چنان معجزهاى كرده باشد . دو روز بعد بار ديگر شاه عصر هنگام به دنبال همهء سفرا فرستاد . سفير اسپانيا كه تصميم گرفته بود پيش از عزيمت غذائى بخورد كمى ديرتر از ديگران به ميدان رسيد . در اين موقع شاه و گروهى از سواران و پيادگان كه سفيران نيز جزء آنها بودند به طرف پل حركت كرده به خرابات رسيده بودند . سفير اسپانيا در خرابات با بسيارى از افراد كوكبهء شاه برخورد كرد كه يكى بعد از ديگرى با شتاب مىآمدند تا به وى خبر دهند كه شاه روى پل در انتظار اوست . شاه در اين شب ، با تهديد به جريمه مقرر كرده بود كه نه تنها در خانههاى شخصى و مساجد و ديگر اماكن عمومى اصفهان بلكه در مهاجر - نشينهاى جلفا و تبريز و ايروان ، و نيز شهرك گبرها چراغان كنند زيرا تصميم داشت اين شب را در خانهء تاجرى ثروتمند واقع بين اصفهان و شهرك تبريز و چسبيده به خرابات به تفريح يا به قول خودشان تماشا بپردازد . با اينكه همهء سفيران به شاه رسيده بودند و مىتوانستند قبل از رسيدن به پل به دست راست بپيچند و بسوى خانهء موصوف بروند ، معذلك شاه اراده كرد كه روى پل برود و خود در حالىكه با سفيران گفتگو مىكرد جلوتر از همه وارد پل شد و