فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
358
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
خود را به جنگ تحريض مىكردند . اگرچه اين نمايش بعنوان وسيلهء تفريحى كه پادشاهى بزرگ براى سفيران ترتيب مىداد مضحك و بىادبانه مىنمود ، با اينحال بايد اقرار كرد كه خنكى جشن از گرماى هوا كه بوسيلهء بىنهايت وسيلهء روشنائى صد چندان شده بود كسلكنندهتر نبود . بخصوص بعد از آنكه گاوها وارد صحنه شدند و آويزش آنها گرم و طولانى شد گرماى هوا را نمىشد برتافت زيرا هنگامىكه گاوها درهم آويخته و هريك ديگرى را با تمام قوت مىكشيد مردم پياده و سوار كه درهم فشرده بودند ناچار بايد از يكديگر جدا شوند و به طرفى بروند كه گاوها متمايل مىشدند . اين حالت گاهى معكوس مىشد زيرا گاو مغلوب بار ديگر بتحريك مربيان و هواخواهان گاو فاتح را تعقيب مىكرد و موجبات بىنظمى در گوشهاى ديگر را فراهم مىساخت . با اينكه سواران براى احتراز از برخورد با گاوها فىالفور فرار مىكردند گاهى گاوى با فراريان روبرو مىشد و پيادگان را زير دست و پا مىانداخت و چون خود شاه هم گهگاه دچار چنين خطرى مىشد و ناگزير از فرار به طرف ديگر ميدان مىشد همهء همراهان نيز براى آنكه به دو نزديك باشند به همان طرف متمايل مىشدند و بىنظمى عجيبى حكمفرما مىشد و حتى سفيران نيز همديگر را لگد مىكردند . بارى قسمت بزرگى از شب را در اين تفريح پرهياهو و بىنظم گذرانديم چنان كه همگان خسته و مانده شدند و بمحض آنكه شاه به حرمخانه رفت و خود را خلاص كرد ديگران نيز به خانههاى خود رفتند . از چند روز پيش ، شاه به سفير وعده كرده بود كه بهترين شيرينى و مرباى خانگى را براى وى خواهد فرستاد . پس صبح فرداى جشن جنگ حيوانات ، به وعدهء خود وفا كرد و هديهاى مركب از انواع مربا و ميوه و خوشاب براى سفير فرستاد . اين هدايا كه در طشتهايى سيمين و بزرگتر از سپرهاى پياده نظام ما فرستاده شده بود بقدرى زياد بود كه براى خادمان همهء صومعههاى شهر و همراهان سفير كفايت مىكرد . با اين حال هيچيك از اين خوراكيها به خوبى آنچه از اين نوع در اسپانيا فراهم مىشود نبود . سفير به كسانى كه