فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

328

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

نوع كالا مردمى صاحب‌نظرند ، صورتشان را باز مىكردند و به زيباترين آنها اجازهء ورود مىدادند و ديگران را با خشم تمام باز - مىگرداندند . برخى از مردودشدگان كه در عين آنكه اجبارا بدين كار تن در داده بودند زيبائيشان نيز مورد تحقير قرار مىگرفت از حيث جمال مورد پسند هر زن و مردى قرار مىگرفتند . اين اظهار رأى و پژوهش تا پايان روز به طول انجاميد زيرا بيش از سه هزار زن از طبقات و درجات مختلف انتخاب شده به بازار راه يافتند . در همين ساعت شاه همراه چند تن از خواجه‌سرايان مورد اعتمادش به بازار وارد شد و به دنبال وى تعدادى از روسبيان كه چنان كه پيشتر گفته‌ايم در اين‌گونه موارد با آلات موسيقى خويش وى را تعقيب مىكنند نيز به بازار آمدند . بعد از ورود شاه بلافاصله درهاى بازار را بستند و زنها را تا صبح فردا كه شاه از بازار خارج شد تحت مراقبت شديد قرار دادند . صبح فردا ، از آغاز روز ، مادران و خويشاوندان زنانى كه با شاه در بازار مانده بودند براى بردن آنها آمدند . رفته رفته همهء زنها بازار را ترك گفتند و جز چند زن ارمنى باقى نماند كه شاه آنان را در ميان آه و اسف پدران و شوهران به يكى از حرمسراهاى خود فرستاد . « 205 » يكى از اين زنان همسر بسيار زيباى بازرگانى ثروتمند از اهالى اصفهان بود كه چند روزى بيش از ازدواجش نمىگذشت و شوهرش ديوانه‌وار دلباختهء او بود . روز ورود سفير به اصفهان ، شاه از طويلهء خاص هفت رأس اسب به عنوان هديه براى وى فرستاده بود . اين اسبها زين‌پوشهاى زردوز بر پشت و پرهاى درشت بر سر داشتند . البته با اين آرايش نمايان بودند و توى چشم مىزدند و حال آنكه بدون اين زر و زيور جز اسبهاى معمولى نبودند . شاه همچنين به سفير پيغام داد كه مايل است وى نيز براى تماشاى تشريفات ورود سفيران ممالك ديگر در خارج شهر شركت كند و دستور داده است كه جاى وى را در كنار جادهء وسيعى نزديك باغ شاهى ، كه سفيران پس از ورود از دروازهء كاشان از آنجا عبور خواهند كرد ، قرار دهند . و نيز پيغام داده بود

--> ( 205 ) بايد گفت فاعتبروا يا اولى الابصار ! ! . - م .