فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

297

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

فرستادهء سردار ترك انجام مىگرفت و نامه‌هائى كه اين سفير دم به دم براى فرمانده سپاه عثمانى كه در آن ايام به ايالت وان رسيده بود مىفرستاد و همچنين از ايستادگى چغال اوغلى پاشا در برابر پيشنهادهاى شاه آگاه بوديم و حتى شايع بود كه شاه دستور داده است رشوهء كلانى به سردار ترك بدهند و قطعى است كه به چاووش نيز كه از خيلى پيش اقداماتى براى صلح به عمل آورده بود و بين طرفين وساطت مىكرد هديه‌اى داده مىشد . تا آنجا كه سردار ترك ناگزير شد براى خاتمهء مذاكرات صلح به بهانه‌هاى تازه‌اى متوسل شود . اين مقدمات به حيثيت شاه ايران لطمهء فراوان زد و موجب خرابى بخش بزرگى از آذربايجان شد . در صورتى كه عثمانيها تا آن زمان نه تنها بدان ايالت وارد نشده بودند بلكه باوجود داشتن سپاهى گران از سوار و پياده و توپخانه‌اى بسيار نيرومند ، هنوز با قواى بسيار اندك ايران كه فاقد هرگونه تجهيزات جنگى بود روبرو نشده بودند . بدين‌سبب بود كه شاه اكيدا و با قيد مجازات مرگ براى متخلف ، سردار خويش ، قرچغاى خان ، را كه ارمنيى جديد الاسلام بود از درگيرى با عثمانيها - به هر علت كه باشد ، و با هرگونه مزيت متصور - منع كرد و به وى فرمان داد كه فقط با چابك‌سواران خويش در كمين حركات دشمن باشد و با پراكندن سواران كوشش خود را مصروف از بين بردن عليق و آذوقه قورخانه و سپاه دشمن كند و ضربه را در دشت بر دشمن وارد آورد و اگر سپاه عثمانى به تعقيب وى پرداخت به داخل كشور عقب‌نشينى كند تا بدين‌ترتيب دشمنان در اثر كمبود آذوقه و عليق منكوب شوند . شاه پس از صدور اين فرمان با تعدادى سرباز كه مىبايد در خراب كردن حصار اردبيل مورد استفاده قرار گيرند در اين شهر ماند . بطور قطع نمىتوان گفت چه تعداد سواره نظام در قرارگاه سلطانيه واقع در چهارده يا پانزده فرسنگى قزوين گرد آمده بود اما از گفتار چند نفر كه آنها را مشاهده كرده بودند مىتوان حدس زد كه سپاه مزبور مركب بود از قريب به سى هزار زنبور كچى پياده كه بيشترشان جوان و بىنزاكت و عارى از هر