فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
290
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
مربا كه مخصوصا براى خوردن در آن حالت تهيه مىشد صرف مىكرد و از آبى مىآشاميد كه به سبك عثمانيها در ظرفى چرمين حمل مىشد و ظرف را به ميلهء تخت روان مىبستند و در شب بسيار خنك بود . بيشتر اوقات همين غذاى سبك را نيز نمىخورد و به قطعهء نانى و جرعهء آبى قناعت مىكرد و بلافاصله تا جائى كه قرار توقف داشتيم و مىبايد گرماى روز را در آنجا بگذرانيم در تخت روان مىخوابيد . در هر منزل ، پس از يافتن محل مناسب براى استراحت ، وسائل خوابش را مىگستردند و معمولا تا ساعت نه يا ده مىخوابيد . سپس ناهار مىخورد و كتاب مىخواند و استراحت مىكرد يا به تفريح مىپرداخت ، تا ساعتى از عصر كه باز هم بنا به عادت ، عزيمت مىكرديم . در نتيجهء اين نظم و خوددارى از حركت در زير آفتاب و پرهيز از آشاميدن آب ناسالم با اينكه هنگام حركت از قزوين بسيارى از همراهان بيمار بودند همه بسلامت به اصفهان رسيديم . روز يازدهم اوت سفير از اين كاروانسرا حركت كرد و با پيمودن بىوقفهء هفت فرسنگ به كاروانسرائى رسيد كه در فاصلهء يك روز راه از ده دولتآباد قرار گرفته است . در اين مكان نامهاى از شاه اسپانيا به وى رسيد . آورندهء نامه كه در بغداد از رسيدن سفير به قزوين مطلع شده بود در طلب وى باشتاب اما بيهوده بدان صوب عزيمت كرده بود . اين قاصد كه سيمون باربوتو « 196 » نام داشت اصلا ارمنى بود اما از سالها پيش در اسپانيا زندگى مىكرد . علت آشنائى وى با دو كشور ايران و اسپانيا ، بطورى كه بعدا بتفصيل خواهيم گفت ، آن بود كه سالها پيش كشيشى ارمنى به نام داود كه در مورد مقام بطريقى با روحانيى ملشيزدك « 197 » نام معارضه داشت اين شخص را از ايران نزد پادشاه اسپانيا فرستاده درخواست كرده بود كه در مورد آن اختلاف به جانبدارى از وى نامهاى به شاه ايران نوشته شود . اعليحضرت در نامهاى كه بوسيلهء اين چاپار رسيد ضمن بسيارى مسائل از سفير خواسته بود كه اگر هنوز به
--> ( 196 ) Simon Barbuto ( 197 ) Melchisedec