فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
280
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
روز ششم اوت را به خواهش سركردهء كرد كه تب شديد بر درد پايش افزوده و بعد از نيمه شب وارد كاشان شده بود در اين شهر توقف كرديم . سفير تخت روان خويش را براى وى فرستاد اما او خواه از جهت رعايت ادب و خواه - آنگونه كه بعدا فهميديم - از بيم اهانت به شاه ، از پذيرفتن آن جدا خوددارى كرد زيرا زندانى بود و تحت الحفظ سفر مىكرد . سفير روز هفتم از شهر كاشان حركت كرد و چون هنگام آمدن ، دربان باغ امامزاده ، واقع در چهار فرسنگى كاشان ، با وى بدرفتارى كرده بود چهار فرسنگ پيشتر در باغ كوچك ديگرى منزل كرد . اين باغ چون خانهاى در اطرافش نبود خرم و راحت و انباشته از ميوه - هاى مرغوب بود . چون روز بلند بود در هواى روشن بدان رسيديم . همانطور كه گفتيم در اين مكان هيچگونه خانه و ساختمان ديگرى جز بقاياى ديوارهاى يك كاروانسراى قديمى وجود نداشت . بطورىكه براى سفير در خود باغ ، زير چند درخت و در نزديكى چشمهاى كه آبى زلال و بسيار خنك داشت چادرى برافراشتند . از اين چشمه آب بسيارى مىجوشيد كه پس از خروج از آبدان جلو چشمه در جويبارى كه خيمهء سفير را كنار آن زده بودند جارى مىشد و در زمين مسير خود دو قسمت جداگانه پديد مىآورد : در يك طرف خوابگاه سفير را ترتيب دادند و در طرف ديگر ميز غذاخورى و قفسهها و صندليها را گذاشتند . هردو قسمت چنان از شاخ و برگ درختان پوشيده بود كه آفتاب به زحمت از لابلاى آنها نفوذ مىكرد و خنكاى اين ناحيهء كمنور بسيار لذتبخش بود . در مدتى كه سفير در انتظار برافراشتن چادرها روى مخدهاى در كنار چشمه استراحت مىكرد به تفريح شكار پرداختيم كه سر و صداى آن وى را از جا پرانيد . زيرا نوكرها كه در باغ سرگرم چيدن ميوه بودند دو روباه را از جاى خود تارانده ، بىسگ يا سلاحى با هرچه به دستشان آمد به تعقيب آنها پرداختند . در اين حمله يكى از روباهها كشته شد و ديگرى كه راه نجاتى نيافته بود به گودالى كوچك در نزديكى جائى كه سفير خوابيده بود پناه برد ، سفير كه