فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

281

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

بيدار شده بود و نمىخواست به روباه صدمه‌اى وارد شود شكايت صاحب باغ را كه مدعى بود با اين اعمال به تاكهاى انباشته از انگور لطمه‌اى جبران‌ناپذير وارد مىشود ، بهانه كرد و خدمه را از تعرض به روباه بازداشت . و اين شكايت بيشتر از آن جهت وارد بود كه در آن گرماى طاقت‌فرسا سايهء تاكها و خنكاى آن بالاترين نعمت بود - نوكرها زير سايهء تاكهاى انبوه دو چوب دراز را روى چوبهاى كوتاهتر يا جگنها قرار داده براى خود نوعى كومه ساخته بودند كه دو نفر براحتى در آن مىنشستند يا مىخوابيدند . در اين باغ همگان راحت بوديم و بهترين انگور و مرغوب‌ترين خربزه و لذيذترين انجيرها را كه تا آن روز نظيرشان را در ايران نديده بوديم در اختيار داشتيم . با آنكه در ايران انجير بسيار مرغوب ديده نمىشود ، انجيرهاى سفيدرنگ اين باغ با مرغوبترين و بهترين انجيرهاى اسپانيا برابرى مىكرد . با آنكه اين باغ همچون بسيارى ديگر متعلق به شاه بود ، سفير روز هشتم اوت بعد از آنكه در برابر خسارتى كه بدان وارد شده بود و خشنود كردن باغبانان ، با همراهان خود و باروبنه از اين مكان به راه افتاد و پس از پيمودن شش فرسنگ ، در نزديكى جائى بسيار خنك به نام نطنز توقف كرد و اين در حالى بود كه بقاياى كاروان يك فرسنگ از وى عقب‌تر بودند . چون برخى از نوكران سفير كه براى جستجوى منزلى به شهر رفته بودند در ساعتى وارد شده بودند كه حاكم در خواب بود و خود نيز در اين كار مسامحه كرده بودند سفير ناگزير در دشت منزل كرد و بقاياى شب را زير درخت چنارى در تخت روان خوابيد . در نزديكى اين درخت آب زيادى با صدائى مطبوع در جويبارى روان بود . پس از آنكه روشنائى روز زيبائيهاى طبيعت را نمايان كرد سفير به كلى از ورود به شهر منصرف شد و دستور داد براى وى زير درخت چنار كوچك‌ترى كه در محل تلاقى دو جويبار قرار گرفته بود خيمه‌اى برافراشتند . گروهى از همراهان در بيشه‌اى آرميدند . اين بيشه ديوارى محكم و بلند داشت اما خدمهء سفير سوراخى در ديوار يافتند و بدان وارد شدند . درختان بيشه