فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
279
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
سفير به درخواست سركرده كرد كه از درد پاى خويش بيش از روز گذشته رنج مىبرد و بسبب سالخوردگى و اندام سنگين احساس خستگى بسيار مىكرد آخرين روز ماه ژويه را در ساوه بسر برد و در همان خانه كه هنگام رفتن به قزوين سكونت كرده بود منزل گزيد و با ميوههاى خنك و مقدارى برف كه همراه آورده بود گرماى شديد روز را جبران كرد . روز اول ماه اوت ، در ساعت هميشگى از ساوه خارج شديم و پس از دو روز راه با همراهان و بار و بنهء خود به قم رسيديم در حالى كه بقيهء كاروان بسبب بيمارى زنهاى كرد و گرجى ، و بخصوص كسالت حيدر خان كه زن سوگلى وى نيز بسيار رنجور بود نتوانستند به راه خود ادامه دهند . بيشتر بيماران وابسته به سفير رو به بهبودى نهاده بودند . اين بيماران هنگام حركت از قزوين چنان ضعيف بودند كه اميدى به رفع نقاهت آنها نداشتيم و دستكم اميدى نبود كه به زودى درد آنها تسكين يابد . اما پس از آنكه هواى سالم استنشاق كردند رو به بهبودى نهادند و بدينترتيب متوجه شديم كه اهميت عنصر هوا در سلامت انسان تا چه حد و هواى بد تا چه اندازه خطرناك است زيرا با اينكه هنوز گرما تحملناپذير و حركت شديد شتران حامل بيماران موجب ناراحتى بود ، حال همگان رو به بهبودى نهاد و شفا يافتند . سفير در قم در همان خانهاى كه هنگام آمدن در اختيارش گذاشته بودند منزل كرد . بسيارى از مردم شهر به ديدن وى آمدند اما خود هيچگاه از خانه خارج نشد جز آنكه از طريق پنجرههاى رو به باغ مقدارى پول بين برخى از ديداركنندگان و دوستان صاحبخانه تقسيم كرد . روز سوم اوت از قم حركت كرديم و پس از سه روز راهپيمائى ، دو ساعت به صبح مانده در ميان باران و رعد و برق شديد كه از گرماى هواى آخرين شب راهپيمائى كاست وارد كاشان شديم . سفير بقاياى شب را در باغ همان خانه كه در آمدن منزل كرده بوديم در تخت روان خويش خوابيد .