فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

278

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

از آنگونه مزايا و امتيازات برخوردار باشد . حتى زنان رسمى شاه بسبب كثرت تعداد ، اعتبارى بيش از زنان غيررسمى ندارند و غالبا ناگزير به وضع موجود رضا داده‌اند . ناگفته نگذاريم كه هنوز عنوان بيگم كه دقيقا به معنى مادر خانواده يا خاتون خانهء شاه است در ايران بسيار محترم و مورد توجه است اما در اين زمان اين عنوان به زنان شاه تعلق نمىگيرد بلكه مخصوص زنانى است كه نزديكترين خويشاوند شاه وقت محسوب مىشوند چنان كه در اين زمان اين مقام به عمه‌هاى شاه عباس - زينت بيگم ، و خواهرش پرى خان خانم اختصاص دارد كه هردو دختران شاه طهماسب ، پدر بزرگ وىاند . سفير چنان باشتاب از كنار زنهاى كجاوه‌نشين و خواجه‌سرايان آنها گذشت كه متوجه يك سركردهء كرد كه سوار بر اسب و همراه تعداد زيادى از خدمهء خويش در طرف ديگر زنها حركت مىكرد نشد . اين سركردهء كرد بوسيلهء فرستاده‌اى احترامات خويش را به سفير تقديم كرد و پيغام داد كه براى هر خدمتى آماده است و از اين‌كه بسبب درد پا ناگزير است آهسته حركت كند و نمىتواند با ايشان همعنان شود معذرت خواست . سفير نيز متقابلا تعارفات خود را به وى تقديم كرد و چون سوار بر اسب بود و قصد نداشت مركوب خود را تا اصفهان تغيير دهد تخت‌روان خويش را كه مىتوانست موجب تسكين درد پاى وى گردد برايش فرستاد . علاوه بر زنان كجاوه‌نشينى كه از آنها سخن گفتيم در راه تعداد زيادى زن را سوار بر اسب ديديم كه برخى زنان متشخص كه خوش مىداشتند بر اسب حركت كنند و بيشترشان خدمتگاران و بردگان آن بانوان بودند . اين زنان نيز گذشته از آنكه در معيت شوهران و خواجه‌سرايان و بردگان خويش بودند ، چنان در كليجه‌هاى خود فرورفته بودند و صورتهايشان پشت روبنده‌هاى سفيد پنهان بود كه ديدن آنها ممكن نبود . در اين شب ، در شعاع ماهتاب نه فرسنگ راه پيموديم . نزديك صبح بارانى تند همراه با رعدوبرق باريدن گرفت اما پيش از رسيدن ما به ساوه بند آمد .