فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
276
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
آدم و اسب و قاطر و قاطرچى بود چنان كه خدمهء سفير به زحمت مىتوانستند همپاى كاروان حركت كنند . پيشتر بدانها گفته بودند كه نبايد به كجاوهها ، يا بعبارت بهتر قفسهائى كه زنهاى كرد و گرجى و برخى ايرانيان در آنها سفر مىكردند نزديك شوند زيرا با اينكه زنها چنان مستور بودند كه ديدنشان ممكن نبود آنان اين كار را نوعى توهين تلقى مىكردند . چون جاده پر از جمعيت بود گاهى اجبارا مىبايست از كنار تخت روانى يا محملى رد شويم و در اين حالت نگهبانان و همراهان زنان براق مىشدند و غرشى مىكردند . اين ممنوعيت بسيار خشن و احتراز از نزديك شدن به زنها و نگريستن بدانها در ميان آسيائيها رسمى بسيار ديرين است . اگر زنى متشخصه باشد خواجهسرائى افسار شتر وى را در دست دارد و اشخاص را به عقب كشيدن و دور شدن از بانوى خويش وامىدارد چنان كه هيچكس نمىتواند چنين زنى را نگاه كند و اين كار چنان بادقت انجام مىگيرد كه حتى افراد متشخص نيز اينگونه اخطارها را رعايت مىكنند و حرمت بانوان نگاه مىدارند و خود را عقب مىكشند . اگر كسانى ، بخصوص اشخاص متوسط الحال ، اين رسم را مرعى ندارند آنها را روى شكم مىخوابانند و با ضربات چوب تنبيه مىكنند . و اگر كسى اينگونه احترامات را نسبت به حرم شاه رعايت نكند بوجهى غيرقابل بخشايش ، بدون آنكه سن و سال و شخصيت يا شغلش موردنظر قرار گيرد ، جان خود را از دست خواهد داد . كجاوه كه ساختمانش در سراسر مشرقزمين يكسان است عبارتست از يك صندوق چوبى به طول سه و عرض دو و ارتفاع يك پا با پوشش يا سقفى طاق مانند از چند تخته يا لوحهء چوبى كه بطور هلالى روى هم خوابانيدهاند و در ارتفاع سه پائى از اطراف صندوق قرار مىگيرد چنان كه بدينترتيب كل صندوق و سقف چهار پا ارتفاع پيدا مىكند و تا به قسمت هلالى برسد مانند سقف كالسكههاى ما كمكم عريض مىشود . زنها در حالى در آن مىنشينند كه به عقب يا جلو صندوق تكيه مىدهند و پاها را زير تنه مىگذارند و صورتشان بنا بر ميل خودشان ، بسوى جلو يا عقب مركوب است .