فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

272

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

اين پسران جوان بمحض ورود به كار پرداختند و در كف اطاق جلو شاه و ديگر حاضران چند سفرهء بسيار بزرگ مشابه آنچه در مهمانى سلطان شيراز هنگام پذيرائى از سفير گسترده بودند پهن كردند . « 190 » اين سفره‌ها از پارچهء ابريشمى بسيار ظريف و مزين به گلدوزيهاى زرين بودند . سپس نانهائى چنان نرم و نازك در اطراف سفره گذاشتند كه مىشد آنها را بدون آنكه بريده شوند تا زد و براحتى به جاى دستمال به كار برد اگرچه ايرانيان و بربرها و تركها هنگام خوردن غذا بدين مسائل توجهى ندارند . صرف غذا بسيار ساده و بىتجمل و خالى از تكلف بود و بيشتر به زندگانى مقتصدانه و محجوب و توأم با قناعت اسپارتها شباهت داشت تا گشاده‌دستى زياده از حد ايرانيان كه در سنن و آداب و زندگانى فقيرانه و بدوى اعراب مستهلك شده است . زيرا همهء غذاى سر سفره عبارت بود از چند بشقاب بزرگ انباشته از پلو مخلوط با گوشت گوسفند و پرندگان و مقدارى آلوچه و ترب سياه براى پيش غذا . بىشك شاه با صرفه‌جوئيى كه در اين شام به عمل آورده بود مىخواست گرايش خود را به جنگاورى و زندگانى سربازى به مهمانان نشان دهد . با اينكه در اين ضيافت نه تنها هيچگونه ظرافتى در كيفيت غذا به كار نرفته بود و چه غذا و چه دسر زمخت و روستائى بود در عوض ظروف غذاخورى شكوهمند و واقعا شاهانه بود زيرا همهء كاسه‌ها و تنگها و طشتها و آفتابه لگنها و ظروف ديگر از طلاى ناب و بسيار سنگين وزن بود و اين حالت نه تنها در دفتر و حضور شاه حكمفرما بود بلكه ظرفهاى غذاخورى جمعيت كثير مهمانان اطراف استخر نيز از همين قماش بود . چون ايرانيان عادت دارند كه در ضيافتها نيز مسائل جدى را با امور غيرجدى و تفريح توأم كنند شاه قسمتى از وقت شام را مصروف سخنان جدى با چاووش كرد و او را سخت در تنگنا گذاشت . اما اين كار مانع از آن نشد كه دوبار جام خويش را به سلامتى سفير بنوشد : يك بار به سلامتى

--> ( 190 ) نويسنده فراموش كرده است كه دفتر كار شاه را بسيار كوچك توصيف كرده بود . - م .