فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

262

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

همهء هدايا را تحويل بگيرد و به حضور شاه گسيل دارد . اما وى اين پيشنهاد را نپذيرفت و متذكر شد كه على الرسم مىبايد اشياء مزبور روز باريابى در جلو سفير حركت داده شود . بدين‌ترتيب بود كه در اين شب نيز هدايا نزد سفير ماند . روز يكشنبه مهماندار همراه ششصد مرد نزد سفير آمد تا هر نفر قطعه‌اى از هدايا را - هرچه هم كوچك باشد - بر روى دست حمل كند . اگرچه اصرار و ابرام سفير موجب شد كه اشياء كوچك يك جا حمل شوند تا جلوهء بيشترى داشته باشند و با اينكه هيچگونه تضمينى دائر به محفوظ ماندن اشياء به سفير داده نشد ناگزير آنها را بين گروه عظيم مردان و پسرانى كه مهماندار همراه خويش آورده بود تقسيم كرديم . هدايا عبارت بود از چند قواره پارچهء ارغوانى و ماهوت ظريف مخمل‌باف و ساتن گلدار ايتاليائى ، چندين ظرف بزرگ و طشتها و آفتابه‌هاى نقرهء طلاكوب ، مجموعه‌اى از ادوات و لوازم بخارى ، يك جاظرفى نقره و صندوقى محتوى سرويسى كامل براى زندگى در ييلاق يا شكارگاه مركب از شصت قطعه از نقرهء زركوب ، شش ظرف خوب و ممتاز بلورين مطلا و دو ظرف ديگر از طلاى ناب ، شش شمشير و يك خنجر زرنشان با بند و حمايل ، صندوقى كوچك از نقرهء كدر كه پهلوهايش با صورتهاى برجستهء زرين مزين و دقيقا حكاكى شده بود . در اين صندوق بيست و سه زنجير طلا بود كه دوتاى آنها را با زمرد و مرواريد و سنگهاى قيمتى ديگر آرايش كرده بودند ، ده انگشترى بزرگ با نگين زمرد ، چهار دست زين و يراق مطلا و نقره‌كوب با روپوشهاى زر كشيده ، شش دست لباس مخصوص چوگان بازى ، پنجاه زنبورك و پنجاه تفنگ فتيله‌اى كامل و آمادهء تيراندازى با لوله‌هاى كلفت مخصوص شكار كه ماشهء آنها از طلا و قنداقها مزين به بستهاى زرين بود و در قابهاى طلاكوب جاسازى شده بودند ، چند تفنگ كوتاه و تپانچه‌اى جنگى با جلدى بسيار مرغوب ، بيست و پنج قطعهء پنجاه كيلوئى فولاد و صندوقى بزرگ پر از هرنوع وسائل درودگرى و قفل‌سازى و جراحى ، و سرانجام پنج چليك كوچك