فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

261

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

را از شهر قدغن كرده بود . سفير با اين تشريفات وارد شهر شد . [ شهر قزوين ] شهر قزوين تا بدان حد قابل اهميت و بزرگ است كه بعد از آنكه عثمانيها قسمتى از ايالت آذربايجان را به امپراطورى خود منضم ساختند و شهر آباد تبريز را غارت كردند شاهان ايران اين شهر را پايتخت و محل زندگى خويش قرار دادند . قزوين حصارى ندارد و از لحاظ ساختمان به پاى اصفهان و شيراز نمىرسد . هنگام ورود به قزوين ، در دست چپ جاده مسجدى بزرگ ديده مىشود كه گنبد بسيار بلند آن با كاشيهاى رنگارنگ پوشيده است . اين نخستين و معتبرترين مسجد شهر است و به همين‌جهت است كه مقبرهء فقيه يا سيد بزرگى را كه مفتى مىنامند و عربى پير و محترم از اخلاف « محمد ( ص ) » است در مجاورت اين مسجد بنا كرده‌اند . چون خانه‌اى كه سفير مىبايد در آن مسكن گزيند از زيباترين خانه‌هاى شهر و متعلق به پيشكار مالى شاه بود و بيش از صد پا با اين مسجد فاصله نداشت ، وى همراهان را مرخص كرد و از اسب فرود آمد و وارد خانه شد . [ شهر قزوين نخستين باريابى ] سفير بنا بر خصلت نيك و آداب دانى در اداء وظائفى كه بر عهده داشت بىتاب بود . به همين‌جهت در همان روز ورود دستور داد بسته‌ها و بارها را باز كنند . اشيائى را كه از اسپانيا آورده بود مرتب كرد و خاطر جمع شد كه همهء اشيائى كه ممكن بود بر اثر صدمات راه يا تغيير آب و هوا فاسد شوند سالم مانده‌اند . عصر همين روز مهماندار كه چنانچه گفتيم رئيس بيوتات سلطنتى بود و در اين ملاقات وظيفهء رئيس تشريفات را بر عهده داشت نزد سفير آمد و گفت كه شاه ميل دارد يكشنبهء آينده ، يعنى دو روز ديگر ، او را به حضور بپذيرد و صبح فردا شخصا براى ديدن هدايائى كه از صندوقها بدر آورده‌اند باز خواهد گشت . اين شخص صبح فردا بازگشت و خدمهء سفير دربارهء هريك از هدايا - به همان ترتيب كه در اسپانيا نظم و نسق يافته بودند - اطلاعاتى در اختيارش گذاشتند . سفير ميل داشت كه براى جلوگيرى از سرگردانى در روز بار ، مهماندار