فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
260
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
هدايائى كه از اسپانيا براى شاه آورده بود گسيل داشته بود . كسانى كه در اين تشريفات وى را همراهى مىكردند افرادى بسيار آراسته بودند كه لباسهاى فاخر بر تن و دستههائى از پرهاى رنگارنگ بر كلاه داشتند . سفير خود لباسى بسيار گرانبها با آرايش و رنگى متناسب با سليقه و سن و سال خويش دربر كرده بود . در فاصلهء ربع فرسنگى شهر با گروه سواره نظام آراسته و بسيار چابكى مواجه شديم كه در رأس آنها داود خان ، پسر اللهورديخان و برادر امامقلى خان سلطان شيراز حركت مىكرد . داود خان بفرمان شاه با چند شخصيت عاليمقام به استقبال سفير آمده بود تا پس از ملاقات وى را تا اقامتگاهش همراهى كند . بمحض نزديك شدن سفير به سواران ، حاكم شهر و حسنبيگ رئيس بيوتات سلطنتى كه بسيار مورد علاقهء شاه است و مأمور جابجا كردن و پذيرائى از سفير بود ، از گروه سواران جدا شدند و بسوى ما آمدند . پس از ابراز تعارفات و عرض خدمت از طرف اينان ، داود خان نيز پيش آمد و در دست چپ سفير قرار گرفت و در حالى كه بقيهء سواران پيشاپيش حركت مىكردند راه شهر را در پيش گرفتيم . بيشتر سواران لباسهاى زربفت و سيمبافت بر تن داشتند و قبضهء شمشيرها و خنجرهايشان از طلاى ناب مكلل به ياقوت و فيروزه و زمرد بود و پرهاى كلاهشان را با منگولههاى بسيار گرانبها و زيباى كار مسكو و تاتارستان زينت داده بودند . داود خان بين افراد گروه ممتاز بود لباسى بسيار گرانبها بر تن داشت و بيش از ديگران جواهر به خود آويخته بود . وى از طرف شاه به سفير گفت كه اعليحضرت فقط شخصيتهاى عاليمقام حاضر در قزوين را به پيشواز وى فرستاده است زيرا بقيهء مقامات عالى در لشكرگاه بسر مىبرند . بر خلاف آنچه در ساير نقاط مسير ديده بوديم در قزوين به مردم عادى اجازهء خروج از شهر نداده بودند . زيرا شاه باستثناى اين سواران آراسته كه حداكثر دويست شخصيت برجسته بودند - و قطعا تعداد شاهزادگان و سران ارشد نظامى خيلى بيش از اين است - با تهديد به مجازات مرگ ، خروج ديگران