فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

244

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

و چمباتمه در كنار آنها نشستند . آنگاه با اشارات سر و دست و آهنگى آرام ، چنان كه براى نزديكترين افراد بدانها نيز مسموع نبود ، گاوها را به جنگ ترغيب كردند . آنگونه كه از حركات و شكلكهاى آنان پيدا بود ، با مهربانى بسيار با گاوها سخن مىگفتند و معلوم بود كه مىخواهند بدانها بفهمانند كه هرگونه سستى و تنبلى در بازگشت به جنگ موجبات رسوائى آنان را فراهم خواهد كرد مضافا به اينكه پولى كه براى خريد آنها داده‌اند ، مخارج خورد و خوراكشان و آنچه بر ذمهء آنهاست كه به هواداران بپردازند يكسر از دست خواهد رفت . حكام كاشان به سفير گفتند كه در اين موارد رسم چنين است كه اگر گاوها گوهر خويش را نشان دهند و جنگ را دنبال كنند صاحبانشان به خوبى از آنها مراقبت خواهند كرد . اگر شهامت مبارزه را از دست داده باشند آنها را به شخم زدن وامىدارند و اگر در برابر رقيب جا خالى كنند آنها را اخته مىكنند و به مسلخ مىفرستند . بارى سخنان مربيان يا غريزهء درندگى و خوى توحش ، دو حيوان متخاصم را بار ديگر به جنگ كشانيد . چنان كه هريك در جهت مخالف ديگرى به حركت درآمدند ، نعره مىكشيدند به يكديگر خيره مىشدند و با پاهاى عقب زمين را مىكندند و گرد و خاك زيادى به هوا مىپراكندند . سرانجام در ميان خواهشها و تهديدهاى صاحبان و تحسين هواخواهان ، شاخها را درهم آويختند . عاقبت گاو قويتر ، پس از مدتى جنگيدن ، دشمن را عقب زد و وادار به فرار كرد . در اين حالت هواخواهان گاو پيروز ، از زن و مرد ، گرد او و صاحبش حلقه زدند و با فريادهاى شادى آنها را به خانه هدايت كردند . بيشك اين مطلب كه استطرادا بدان پرداختيم كمى طولانى شد . بخصوص كه ممكن است آنچه بيان كرديم غيرواقعى جلوه كند . اما اگر در نظر آوريم كه در اروپاى خودمان غرايز حيوانى از آنچه دربارهء اين گاوها گفتيم نيز تجاوز مىكند اين‌گونه مطالب را اغراق‌آميز تلقى نخواهيم كرد . نمونهء بارز آن ، جنگ جالب توجه سگهاى پاسبان يا انگليسىنژاد يا تازيهاى زنجيرى و سگهاى شكارى