فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
243
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
شكست با فريادهاى حاكى از شادى يا اندوه يارى مىكنند . بدين ترتيب اطفال نيز وارد معركه مىشوند . در اين روز سرانجام گاوها به محل مبارزه رسيدند و پس از آنكه با خشم هرچه تمامتر به يكديگر حمله بردند و شاخ زدند شاخهايشان به يكديگر بند شد . در اين حالت هريك ديگرى را به اينسو و آنسو مىكشيد . در اين ميان كسانى كه گاو مورد علاقهء خود را فاتح تصور مىكردند ، و بخصوص مربيان ، با حركات و سخنان خويش به تحريك گاوها مىپرداختند . اما جالبتر از همه سروصداى زنها بود كه با آنكه دور از محل مسابقه و پيچيده در چادرهاى خود ، بطور منظم نشسته بودند آنى از يارى گروه مورد علاقهء خويش - ولو ضعيف و اندك - غافل نبودند . گاوها بعد از آنكه مدتى بدينسان با يكديگر جنگيدند ، بىآنكه يكى بر ديگرى فائق آيد ، در حالىكه عرق از چارگوشهء بدنشان جارى بود و خون زخمهاى پيشانى و اطراف گوشها بر سر و رويشان ريخته بود و نعرههاى وحشتناك مىكشيدند ، خسته و مانده از يكديگر جدا شدند . در اين موقع سفير اظهار تمايل كرد كه گاوها را كه مبارزهء خود را هرچه بهتر و همچون قهرمانان دلير انجام داده بودند ، از يكديگر جدا كنند بازى را خاتمه دهند ، و دستور داد كه مبلغى پول به مربيان بدهند . مربيان چون آگاه شدند كه مىخواهند بدانها هديهاى بدهند ، خود را به سفير رسانيدند و با سروصداى بسيار گفتند كه بهيچوجه پول او را نخواهند پذيرفت و اين كار سفير را توهينى به خود تلقى مىكنند . شورش و همهمه به جائى رسيد كه حكام شهر اجبارا بدانها پيغام دادند بار ديگر مسابقه را شروع كنند و به سفير فهمانيدند كه اگر پيروزى يكى از گاوها آشكارا مسلم نشود جلوگيرى از برخورد خشن مربيان و هواداران آنها ممكن نخواهد بود و در آن صورت ، نه او و نه هيچكس ديگر از تعرض جمعيت مصون نخواهد ماند . ظواهر امر نيز اين مقصود را مىرسانيد زيرا طرفين چوبها را براى نزاع آماده كرده بودند . در اين موقع هريك از مربيان ، خميده و آرامآرام به گاوهاى خويش نزديك شدند