فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
234
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
بود دستور داد صدقاتى بدانها بدهند . روز بيست و نهم سفير سه فرسنگ راه پيمود و به دهكدهاى به نام دولتآباد رسيد كه در آن خانهاى متعلق به شاه وجود داشت . اين خانه جز يك تالار كه در اطرافش چهار راهرو كوچك بود و يك اطاق دفتر نداشت و ديوارهاى اطاق دفتر با نقاشيهاى بسبك قديم آرايش شده بود كه شكارگاه و مجلس ضيافت و رقص زنها را به همان شيوه كه امروز در ايران معمول است مجسم مىكرد . روز سىام ، سفير كه كاروان را يكى دو فرسنگ به جلو فرستاده بود در كاروانسرائى نيمهخراب كه با اين وصف جاى ناراحتى نبود منزل كرد . آب اين ناحيه بسيار بد بود گرچه ، عاليجناب از اصفهان براى خود آب آشاميدنى و يخ كه معمولا در ايران براى خنك كردن آب به كار مىرود ، آورده بود . كه در صورت فقدان اين آب و يخ ، گرماى محيط او را دچار رنج فراوان مىكرد . [ از اصفهان تا قزوين ] روز سى و يكم ، در كاروانسراى ديگرى راحتتر از كاروانسراى پيشين توقف كرديم . در مدخل اين كاروانسرا چشمهاى زيبا با آبى زلال و خنك كه آرزوى همگان بود به چشم مىخورد اما به زودى فهميديم كه آبش بسيار بد است چنان كه همهء كسانى كه از آن آشاميدند بلافاصله به دلدردى شديد و سردردى تحملناپذير دچار شدند . در حقيقت بيشتر آبهاى روى زمينى بين راه اصفهان و قزوين ، اعم از چشمه و جارى ، خطرناكند و تنها آب امامزاده و نطنز و چاههاى عميقى كه اختصاصا براى آب آشاميدنى حفر مىشوند قابل شرب است اگرچه ، اين آبها نيز كاملا سالم نيستند . روز اول ژوئن ، سفير به كاروانسرائى رسيد كه نزديك دهكدهء كوچكى بود به نام تاجرآباد و مركب از چند خانه . با اينكه كاروانسرا جائى بسيار راحت و قابل سكونت بود سفير ترجيح داد با همراهانش در باغى بسيار زيبا كه ملك شاه بود منزل كند . از احداث اين باغ چندسالى بيش نمىگذشت و در آن ساختمانى بود كه اگرچه كوچك ، ولى چنان دلانگيز كه تا آن زمان نظيرش را نديده بوديم . مساحت