فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
229
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
تفريحى محروم نباشد چند زن به دو پيشكش كردند . اما وى از آنها تشكر كرد و گفت كه سالمند است و معاشرت با زنان برايش دلپذير نيست و اين امرى بود كه در نظر آنان ، ولو كه بالعيان موى خاكسترى و ريش كاملا سفيد وى را مىديدند غيرممكن مىنمود . چون از آن پس نيز هنگام توقف در شيراز سفير در ديدار با شخصيتها ، بخصوص پزشكان و اديبانى كه مدعى آگاهى از تاريخ قديم يا معاصر كشور خود بودند ، از آنها دربارهء نام ايالات و رودخانهها و شهرهاى اين امپراطورى بزرگ پرسشهائى كرد كه در پاسخ آن درماندند و حال آنكه خود او از طريق مطالعهء آثار مصنفان قديم و سفرنامهها بدان آگاه بود اين مكالمات ايرانيان را معتقد كرد كه سفير در اين گونه مسائل از آنها آگاهتر است و بخصوص آگاهى وى بر حوادث قرون اخير ايران - از دوران شاه حيدر و فرزندش شاه اسماعيل و نوهاش شاه طهماسب ، پدر ، جد و جد اعلاى شاه عباس پادشاه فعلى - آنان را بر آن داشت كه شهرت دهند سفير در زمانهاى گذشته با همين سمت در ايران خدمت كرده است و مأموريت قبلى او حداقل بايد در دوران شاه طهماسب بوده باشد كه هشتاد سال پيش زندگانى مىكرده است . بر اين اساس آنها استدلال مىكردند كه چون سفير براى احراز چنان شغل مهمى در آن زمان حداقل مىبايد چهل ساله بوده باشد ، بنابراين سن كنونى وى از يكصد و بيست سال كمتر نخواهد بود . حتى بين ايرانيان كسانى بودند كه او را سالخوردهتر مىدانستند و معتقد بودند كه تحصيل آنهمه اطلاعات و وقوف بر آنهمه معلومات در سنينى كمتر از آن امكانپذير نيست . بخصوص هنگامى كه از عدم تمايل وى به زن آگاه شدند در عقيدهء خويش نسبت به سالخوردگى وى راسختر شدند همانطور كه حقيقت نيز چنين بود ، بنابر اين معتقد شدند كه بىميلى سفير به زنان ، نه از جهت تقواى وى بلكه بسبب ناتوانى جنسى منبعث از سالخوردگى است . و چون خود در شصت سالگى كاملا از نيروى جنسى برخوردارند يقين كردند كه سفير در سنين بسيار بالاترى است . به همين جهت ، بخصوص سالخوردگان ، درصدد