فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
203
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
كه به زحمت يك تختخواب در آنجا مىگرفت ، براى سفير موجود نبود . اما خنكى محل ، تماشاى درختان انبوهى كه در نزديكى جاده بود و گروه كثيرى از مردم كه در حوالى آنها قدم مىزدند خالى از لذت نبود . با آنكه هنوز نيم فرسنگ با شهر فاصله داشتيم ، در اين باغها بقدرى ساختمان ديده مىشد كه تعداد آنها دست كمى از تعداد خانههاى شهر نداشت . همهء تاكستانها و ديوارهاى باغها و بامهاى خانهها پر از آدم و بخصوص زنانى بود كه خود را در چادر سپيد پوشانيده بودند . سفير در اين خانهء كوچك بسيار در زحمت و ناراحت بود مع ذلك ميل كرد كه دو روزى در آن اقامت كند و از منظرهء زيباى باغ كه مقدار زيادى از هر قسم گل ، بخصوص گل سرخ در آن وجود داشت بهرهمند شود . بجز گلهاى رز معمولى كه بنفش رنگند مقاديرى رز كوچك سفيد و زرد نيز بر زيبائى باغ مىافزود . اين رزها با اينكه رايحهاى بيشتر و مطبوعتر از رز معمولى نداشتند از لحاظ زيبائى با آنها برابر بودند . گوجهها و سيبها هنوز نرسيده بودند اما ايرانيها گوجهء سبز را بر گوجهء رسيده ترجيح مىدهند و معتقدند كه ضرر ميوهء نرسيده از رسيده كمتر است . در همين روز روحانيان فرقهء سنت اگوستن و فرقهء پابرهنگان كليساى اصفهان به ديدار سفير آمدند . صبح فردا داروغه و وزير كه دو حاكم شهر بشمار مىروند از وى ديدن كردند . و عصر همين روز همهء اروپائيان مقيم اصفهان ، از جمله ده دوازده نفر انگليسى و دو نفر هلندى و سه چهار نفر ايتاليائى به ديدار سفير آمدند . و او بسيار خوشحال شد كه از طريق آنها اخبارى از اروپا بدست آورد ، گو اينكه دير زمانى بود كه كاروانى از حلب يا بغداد به اصفهان نرسيده بود و آنها هم خبرى جز آنچه در مجلات و روزنامههاى سال گذشته خوانده بودند و مربوط به حوادث سال 1616 بود خبرى نداشتند . سفير بعد از دو روز اقامت در خانهء كوچكى كه از آن سخن گفتيم به باغى در مجاورت همانجا كه با