فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

204

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

عشرتكده‌اى توأم بود نقل مكان كرد . در اين عشرتكده سه اطاق نو و بسيار راحت وجود داشت كه براى وى بسيار خوب و مناسب بود . براى آنكه ديگر همراهان نيز در همين مكان مستقر شوند به دستور وى نه يا ده چادر در باغ افراشتند . از اين چادرها يكى كه بزرگتر و مفروش بود بعنوان سالن به كار مىرفت و نمازخانه‌اى در مجاورت داشت كه در آن نماز مىگزاردند . و ديگر چادرها براى استراحت نوكرها بود . هنوز مدت زيادى از افراشتن چادرها نگذشته بود كه چنان جمعيتى به تماشا آمدند كه گفتى همهء مردم اصفهان از شهر خارج شده‌اند ، بطوريكه عقب زدن آنها براى دربانها و پاسپانهائى كه حاكم اصفهان فرستاده بود غيرممكن شد . زيرا علاوه‌بر آنكه اين مكان در مجاورت شهر بود كه بسيار بزرگ و پرجمعيت است ، در نزديكى باغ مسكونى سفير چهار ناحيهء بزرگ مهاجرنشين وجود داشت ، همگى انباشته از مردمى كه شاه ايران از چند سال پيش ، از ايروان و جلفاى ارمنستان و شهر بزرگ و زيباى تبريز واقع در آذربايجان كه اكنون خرابه است بدين ناحيه كوچ داده بود - علاوه بر كثيرى از گبرها كه از ديگر نواحى كشور بدين مكان انتقال يافته بودند . اين چهار مهاجرنشين كه از محلات بيرونى شهر به حساب مىآيند چنان به يكديگر نزديكند كه شهرى واحد به بزرگى خود اصفهان را در نظر مجسم مىكنند . چون تاكنون از گبرها كه مفهوم نام آنان در زبانهاى تركى و فارسى بىدين يا لامذهب است سخنى بميان نياورده‌ايم گويا مناسب باشد كه پيش از بيان ديگر خصوصيات شهر اصفهان استطرادا دربارهء آنها چند كلمه‌اى بر زبان آوريم . آنچه محقق است اينان باقيماندهء سكنهء اوليه و قديم ايرانند كه بسبب آنكه همچون مردم بسيارى از ديگر نواحى آسيا چندين قرن تحت سيطره و فرمان حكام مستبد عرب و عثمانى و تاتار بوده‌اند ، در زبان و لباس و نوع زندگانى آنها تغييرات عظيمى حاصل شده است . تحول و تغييرى چنان مشهود كه امروز به زحمت كمترين اثرى از عظمت و شكوه نخستين در آنها