فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
187
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
كسانى كه آنها را مشاهده كردند نتوانستند توصيفى از آنها به عمل آورند و سفير كه بر اثر اشتغال چندساعته به ديدار بقاياى ساختمان ، خسته شده بود و وقت نيز تنگ بود جرأت نكرد شخصا براى مشاهدهء آن برود و از آخرين بنائى كه به كوه تكيه داشت ديدن كند . امر شگفت و جالب توجه آنكه در اين بناى عظيم و تركيب جالب كه آنهمه تصاوير از مردان وجود داشت حتى يك زن به چشم نمىخورد تا از روى آن بتوان دربارهء لباس زنان آن دوره قضاوت كرد . اگرچه با مشاهدهء لباسهاى مردان كه در نظافت و آراستگى و وقار و شكوه كمنظير بود مىتوان حدس زد كه لباس زنان نه تنها دست كمى از مردان نداشته بلكه نجيبانهتر و آراستهتر نيز بوده است . در اين مورد فصل پانزدهم تورات مؤيد سخن ماست همچنانكه همر « 140 » نيز هرجا در « تروا » « 141 » از زنان آسيائى سخن به ميان مىآورد آنها را كاملا مستور و ملبس به لباسهاى بلند و آراسته توصيف مىكند اگرچه پوشش زنان مشرقزمين در قرون اخير بسيار بد و نامطبوع است . اگر كسى زحمت شناخت موقعيت شهرك مرودشت را با صحراى زيبا و بسيار حاصلخيز آن به خود بدهد و وضع سواحل رودخانهء قديمى ارس را در نظر بگيرد شك نخواهد كرد كه اين شهرك همان شهرستان بزرگ پرسپوليس است بخصوص كسانىكه از بقاياى دلانگيز و مجلل اين اثر قديمى و شكوهمند ديدار كنند با تأكيد بيشترى اين حقيقت را درمىيابند . كتب مقدس « عهد قديم و جديد » و حتى چند مصنف بىدين از كل آثار باستانى معتبر روزگاران گذشته جز دربارهء نينوا و بابل اطلاعاتى به ما نمىدهند كه شهر نخستين با تصريح يونس پيامبر و نيز به گفتهء ديودوروس سيكولوس بر اثر طغيان عظيم دجله دستخوش خرابى شد و امروز تنها بقايائى از ديوارهاى شگفت و آبانبارهاى عظيم و عميق آن برجاست . و از باغهاى معلق بابل سخن به ميان مىآورند كه ساختمان همهء آنها از آجر بوده است . در صورتىكه روا نيست كه از كل آثار باستانى
--> ( 140 ) Homere ( 141 ) Troie